پست اصلی | Fixed post
انقلاب قرآنی واژه ایست که اولین بار توسط آیة الله صادقی تهرانی از دانشمندان نابغه شیعه مطرح شد {زندگینامه علمی و سیاسی با قلم و صدای ایشان} {معرفی تمام و در عین حال خلاصه ایشان} و به معنای این است که تمام مفاهیم و مفروضات و علوم را در حد توان باید به قرآن و سنت قطعیه عرضه کرد –زیرا قرآن وحی مسلم و ظاهر و بیِّن الهی و کاملا مطابق عقل سلیم و فطرت انسانی است- و هرچه را که مخالف قرآن است بدون افراط و تفریط کنار گذاشت –البته منظور این نیست که در اساس اعتقاد هم از قرآن باید از قرآن پیروی کرد{زیرا شخص هنوز اعتقادی ندارد تا از قرآن تبعیّت کند} ولی عالمان دینی باید برای اقناع انسانها از روش های قرآنی استفاده کنند- بر خلاف روش معمول علمای شیعه ، سنی و غیر مسلمانان که اکثریت دو گروه اول در مراکز علمیشان نظرات خود را بر قرآن تحمیل می کنند {نمونه تحمیلات شیعه و اهل سنت} و گروه آخر که از بشارات و دعوت های روشن و یقینی قرآنی روی گردانده اند {دانلود مستند عالی کتاب الهی توسط نوریگا و ارکنار در بیان اینکه این روی گردانی حقیقت دارد و دانلود کتاب جذاب بشارات عهدین نوشته آیة الله صادقی تهرانی در همین زمینه برای تمام حق جویان در تمام فرقه ها} و تمام این ها موجب سردرگمی معنوی و مادی بشریت شده {مثال ها} و مطالب خلاف فطرت و عقل ستیز بسیاری در مذاهب اسلامی و غیر اسلامی را زائیده است {مثال ها}.
اما اگر روش پیامبر و اهل بیت طاهرینش {صل الله علیهم اجمعین} که عرضه همه چیز به قرآن است پی گیری شود ، غم و غصه های بشر و نتیجه پرسش های او به آرامش قلبی وی می انجامد و آیه ی و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا محقق می شود و زمینه برای ظهور منجی عالم مهیا...
کسی که این روش را بعد از غیبت صغری زنده کرد و قوامش داد آیة الله محمد صادقی تهرانی بود {نتایج جالب و شگفت به کار بردن این روش در دین شناسی : برای جوانان ، برای اهل علم و هر طالب علم}{بخشی از مناظرات ایشان با علماء در همین زمینه از قلم ایشان}... باید بگوییم که تقلید -آیت الله تهرانی پرسش معنایش می کنند- از اعلم مرده بر مبنای قرآن واجب قطعی است {گفتم حتما سوالی در این مورد برای شما پیش بیاید- شرح در این جا شماره دو}
اما مانند قرآن که مهجورش کردند (و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القران مهجورا) ، آیة الله صادقی تهرانی نیز توسط روحانی نمایانی که به دنبال حقیقت نبودند و اقتدار گرایانی که صدای واقعی قرآن بدن آن ها را می لرزاند و با سکوت دیگران مهجور شد و با وجود زحمت طاقت فرسا برای انتشار انقلاب اسلامی که هفده سال دوری از وطن در عراق و لبنان و مکه حاصلش بود –که در این مکان ها نیز به انقلاب قرآنی ادامه می داد- و تلاش فراوان برای معرفی آیت الله خمینی در خارج از کشور ، بعد از بازگشت به ایران مورد هجوم واقع شد {در حالی که از نزدیکترین افراد به علماء و نویسنده صدها کتاب و تفسیر گرانسنگ الفرقان و مبلغ قرآن بود – مشاهده آثار ایشان و دانلود آنها} و به طرز بی رحمانه ای از تاریخ کشور حذف شد ، شاهد اینکه اکنون کمتر کسی ایشان را می شناسد {به زودی: بازنگری کوتاهی از مظلومیت آیة الله صادقی تهرانی در راه قرآن از ابتداء تا بعد از مرگ} بگذریم...
وبلاگ انقلاب قرآنی به دست طلبه ای از اهل تحقیق و جستجو گر حقیقت و با همکاری آن دسته از شاگردان با واسطه و بی واسطه آیة الله که هنوز سنگر دفاع از قرآن را خالی نکرده اند راه اندازی شده {معرفی شاگردانی که همکار هستند} و می خواهد شما را با علوم قرآنی آشنا کرده و پاسخگوی سوالات شما عزیزان حق جو باشد و آماده بحث و گفتگو نیز هستیم.
در ضمن چون امروزه بعد از ارتحال آیة الله تهرانی مطالب خلاف عقیده و عمل از ایشان نقل می شود ، این جا واقعیت ها را به صورت لینک اطلاعیه ، در پائین همین پست ثابت بازگو می کنیم...
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
اطلاعیه ها : 1. روش حقیقی آیت الله صادقی تهرانی در دین پژوهی و فقاهت
2. دانلود کتاب اصول الإستنباط ویرایش شده به دستور آیت الله صادقی و فایل های صوتی تدریس آن
3. برخی اعلامیه های آیت الله صادقی تهرانی {خصوصا در مورد انتساب ایشان به صوفیه}
4. اولین پاسخنامه رسمی فقیه مظلوم قرآنی به بخشی از افترائات منتشره پس از انقلاب
5. دانلود آثار آیت الله العظمی صادقی تهرانی Download the Ayatullah sadeghi's works
بانک مقالات
دانلود کتابچه سیری در نظرات آیت الله صادقی تهرانی(ره): نسخهی جدید و کامل تر اضافه شد
« بسم الله الرحمن الرحیم »
(بروز شده در تاریخ ۱۴ / ۲ / ۹۲ )
ضمن سلام، از همه دعوت میکنم تا کتابچهای خواندنی که در ادامه، خدمت شما معرفی میکنیم، را با عنوان «چشمه تشنگان»، با دقت مطالعه نمایید؛ چرا که این کتابچه سیری است در برخی از فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعی مفسّر بزرگ قرآن کریم و فقیه أعلم قرآنی آیة الله صادقی تهرانی(ره).
این عالم شجاع و خدا ترس، منتقد به بیش از ۵۰۰ فتوای مشهورِ مخالف قرآن بوده و با ارائه کردن «فقه گویا» ــ که با محور قرار دادن قرآن در تمام ابعاد علوم دینی بدست میآید ــ در برابر «فقه سنتی» و «فقه پویا» ــ که قرآن محور نیستند ــ از احکام قرآنی دفاع کرده است.
ضمن هدیهی یک آیه از قرآن شریف، شما را میهمان مطالعه این کتابچه مینماییم:
« الَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّـهِ وَیَخشَونَهُ وَلا یَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَکَفیٰ بِاللَّـهِ حَسیبًا »
« [حاملان سنّت ربّانی] کسانی هستند، که پیامهای خدا را به خوبی ابلاغ میکنند و از سر تعظیم از او هراس دارند و از احدی جز خدا نمیهراسند. و خدا برای حسابرسیِ سریع و دقیق، کافی است». (احزاب،۳۹)
کلیک کنید:
سیری در فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعیِ آیت الله صادقی تهرانی(ره)
| دانلود | حجم | محتوا |
| nazarat-far92.pdf | 1.14 MB | نسخه pdf - قطع جیبی ( 84صفحه) |
| nazarat-far92-A4.pdf | 1.17 MB | نسخه pdf - قطع A4 (سه صفحه در هر برگ) |
| nazarat-far92-A4p6.pdf | 1.15 MB | نسخه pdf - قطع A4 (شش صفحه در هر برگ) |
| nazarat-far92-fonts.zip | 429 KB | فونت های مورد نیاز |
| nazarat-far92.zip | 3.64 MB | همه فایل ها |
(فایل ها در تاریخ ۱۴ / ۲ / ۹۲ بروز شده است)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: قابل توجّه یاران قرآنی که فایل PDF حاضر شده در قطع جیبی، آماده چاپ میباشد. لذا دعوت میکنیم علاقهمندان در هر کجای جهان که این مطلب بدستشان میرسد، در راستای گسترش دیدگاه قرآنی، در چاپ و نشر آن اقدام نمایند. والله المستعان.
در ضمن میتوانید کسانی را که دوست دارید و فکر میکنید خواندن این کتابچه و سایر مطالب این پایگاه قرآنی برایشان مفید است، از طریق خبرنامه سایت یا ایمیل، به ما معرفی نمایید.
برای چندمین بار و برای صاحبان لبّ (اولوا الالباب) : بیانیه سال ۸۶ و جایگاه اجماع و خبر واحد در شیوه ی پژوهش آیت الله صادقی(ره)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّـه الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره
با توجه به فضای مطلوبی که به فضل الهی، نسبت به گسترش بینش قرآنی در حال وقوع است، شاید یکی از سؤالاتی که به ذهن محققان گرانقدر درباره روش فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره)؛ متبادر میشود؛ نحوهی برخوردِ «فقه قرآنی» یا همان «فقه گویا» با اجماع، شهرت، اخبار و سایر مواردی است که مکتبهای مختلف اسلامی به عنوان حجت و دلیل آن را میشناسند.
در اینجا لازم است این نکته را متذکر شویم که دریافتنِ همهی ریزهکاریها و پیچ و خمهای روشِ فقهی کار سادهای نیست و نیاز به دانش و کوشش خاصّ خود دارد. و فقیه قرآنی روش خویش را در کتب مختلف خود از جمله «تفسیر الفرقان»، «تبصرة الفقهاء»، «تبصرة الوسیلة» و «اصول الاستنباط» بیان داشتهاند، لذا به محققان توصیه میشود برای تحقیق کامل به این کتب رجوع نمایند.
اما مطلبی که شاید به سختی بتوان از لابلای این کتب یافت، نکتهای است که استاد (چهار سال قبل از رحلتشان) در بیانیهی سال ۱۳۸۶ به آن تصریح نمودهاند، و ما آن را از کتاب «نظرات نوین از دیدگاه قرآن» صفحه ۱۱۷ برای شما نقل میکنیم تا راهنمای محققان در دریافت حقیقت باشد:
متن بیانیه سال ۱۳۸۶ پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد :
بسمه تعالی
جوابیه صاحب تفسیر الفرقان
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت و روایت
از آنجا که عدهای از پژوهشگران قرآنی، از متقدّمین حاضر در مباحثِ قرآنی در نجف اشرف،
تا متأخرینِ حاضر در مباحث قرآنی در قم، اختصار گفتارِ اینجانب در برخی از مباحث نظری را سبب ایجاد شبههی تعارض بین ادلّهی اصولیِ قرآنی دانسته و خواستار توضیحات بیشتری هستند؛ با اجابت دعوت این برادران عزیز، عرض میشود که:
اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل برای شخص اینجانب در عمل، مسبّب نقض فتاوا در ابواب مختلف فقهی نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام، صریحاً عرض میشود که: اِطباق، ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتی که مخالف قرآن باشد مردود است. اما اجماع، شهرت و هر روایتی که خلاف قرآن نباشد؛ در صورتی که مُعارضی نداشته و از طریق علمای امامیّه، به ما رسیده باشد طبق آیه «قل فللّه الحجّة البالغة» مقبول است، زیرا اگر شارع مقدّس با آن مخالف بود؛ حتماً حجّتی رسا بر ضدّ آن برای مکلّفان ارسال میداشت. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبولهی عمر بن حنظله مقبول است.
نکات فوق الذکر، نظر قطعیِ اینجانب دربارهی نحوهی بدست آوردن احکام الهی است.
والسّلام علی عباد الله الصالحین
قم ـ المشرّفة : محمد صادقی تهرانی
۲۳ / ۲ / ۱۳۸۶ هجری شمسی
توضیحات آیت الله صادقی درباره برخورد با اخبار، در طی جلسات درس :
در ادامه برای روشنتر شدن بحث ابتدا بخشهایی از سخنان فقیه قرآنی به همراه فایل صوتی آنها را که حاوی مطالبی نظیر متن بیانیه است؛ خدمتتان عرضه میکنم و بعد توضیحاتی را در ادامه خواهم داد. و قابل توجّه است که این سخنان مربوط به حدود ۱۰ سال قبل از تاریخ بیانیه می باشد:
(برای دریافت متن کامل دروس و شنیدن فایل صوتی روی لینکی که ابتدای هر متن آمده است کلیک کنید)
«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۲۹»، از دقیقه ۶ :
«.... پیغمبر بزرگوار با اینکه در اعلا درجات مقام عصمت و مقام وحیانی است، محال است غیر از قرآن ملتحدی داشته باشد. پس پیغمبر هرگز تمایلی به غیر قرآن ندارد. هرگز پناهگاهی غیر از قرآن ندارد.
روی این اصل، سنّت رسول الله(ص) مستفاد از قرآن است؛ زیرا اگر سنّت رسول الله وحیی غیرِ قرآنی بود، آیا وحیِ غیر قرآنی مِن دونِ قرآن هست یا نه؟ آیا وحی تورات مِن دون قرآن هست یا نه؟ وحی انجیل هست یا نه؟ وحیِ سنّتِ رسول الله(ص) اگر غیر از وحی قرآنی باشد داخل «وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلتَحَداً» هست.
با اتّکا به نصّ این آیه، چنانکه دیروز هم تفاسیری عرض کردیم، ما مطمئنّیم صد درصد، بدون شک، بدون تردید، که تمام اعمال، گفتهها، اشارات، ایجابها، سلبها، تَرکها و فعلهای رسول در بُعدِ رسالتی مستفاد از همین قرآن است. و این سؤال که پیش میآید آیا احکامی که در سنّت ثابت است و در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، آن احکام از کجای کتاب رب است. عرض میکنیم: کتاب رب دارای سه بخش است: یک بخش محکمات است. یک بخش متشابهات است. یک بخش حروف مقطّعه است. اگر از محکمات و متشابهاتِ قرآن مثلاً نصابهای مدنی زکات که ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد است مستفاد نیست، از محکمات مستفاد نیست، از متشابهات مستفاد نیست پس بُعدِ سوم است، حتماً از حروف رمزی، حروف مقطّعهی چهاردهگانه در ۲۹ سورهی قرآن مستفاد است. بنابرین محور اختصاصی رمزی پیغمبر بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است،مسلّماً، تنها، منحصراً از حروف رمزی، حروف مقطّعهی قرآنی است.
... روی این اصل همین حروف رمزی است مبدأ کل روایات که ثابت است و سنّت قطعیه است دراحکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است؛ و در موضوعاتی که در قرآن نه نفی شده و نه اثبات شده است. در سیاساتی که احیاناً در قرآن نه نفی شده است نه اثبات شده است.
...روی این اصل، اگر به استناد حروف رمزی، البته رسول بزرگوار یا حکمی را که میفرماید، این حکم را مستند به حروف رمزی میکند یا نمیکند. اگر حکمی است که خود حکم، در نصوص و یا ظواهر مستقر آیات مبیَّن است؛ استناد لازم نیست. ولیکن اگر حکمی را مانند ۱۷ رکعت بودن نماز پنجگانه و یا نصابهای زکات و یا ترتیب خصوصیات حج، ترتیب خصوصیات عمره، و این خصوصیاتِ فرعیِ جزئیِ هیئتی، که اصل الأصول در قرآن ذکر شده، اصل الأصولِ عقائد ثلاثه کلاً، اصل الأصولِ احکام اصلی کلاً، اصل الأصولِ احکام فرعی هم مقدار زیاد، میماند مقداری از احکام که کیفیت است. خصوصیت است. ترتیب است. نصاب زکات است. ترتیب حج است. ترتیب عمره است، اینها. اینکه درصد کمی است، این درصد کم را پیغمبر بزرگوار، در صورتی که مخالف قرآن باشد که نیست، موافق قرآن باشد که محتاج به استناد نیست. امّا اگر نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است، وجهاش چیست؟ آنچه که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است باید سنجید با آیاتِ قرآن. اگر با آیاتِ غیر رمزی قرآن موافق است، قبول. اگر مخالف است لاقبول. اگر نه موافق است و نه مخالف است، اگر قطعی است قبول. بر مبنای چه؟ برای اینکه پیغمبر از قرآن استفاده کرده است و مستفاد از حروف رمزی است...»
«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۳۰» از دقیقه ۳۲ :
«... روی این اصل، آنچه را قرآن تبیین کند، حتماً همان است و آنچه را قرآن برای مکلفان تبیین نکرده و برای رسول خدا به صورت رمز تبیین کرده است یا رمزِ در حروف خاصهی رمزی یا رمزِ در حروفِ وضعی که هر دو رمز است. پس پیغمبر، چهار بُعدی قرآن را میفهمد. یک بُعد: رمز لیلة القدر. بُعد دوم: رمز حروف رمزی. بُعد سوم: رمز حروف کلمات وضعی. بُعد چهارم: دلالت کتابی.
دلالت کتابی، دلالت قرآنی که «عَرَبِیّ مُبِین» (نحل،۱۰۳ و شعراء،۱۹۵) است، این دلالت در بُعد نص و ظاهر مستقرش همگانی است. ولیکن در سه بُعدِ قبلی در اختصاص رسول گرامی است. بنابرین روایاتی که از پیغمبر بزرگوار قطعی الصدور باشد و مخالف با قرآن نباشد، نه مخالف و نه موافق میپذیریم. به این معنی که پیغمبر استفسار کرده است ۱۷ رکعت نماز را. استفسار کرده است ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد زکات را، استفسار کرده است کیفیت و ترتیب حج را، استفسار کرده است رکعات نماز را، استفسار کرده است چیزی که قرآن نه تصریح به نفی دارد، نه تصریح به اثبات. نه تصریح به نفی، نه دلالت به نفی، چه ظاهراً و چه نصاً، و نه دلالت نصاً یا ظاهراً به اثبات، اینها را قبول میکنیم...»
«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۴۶» از دقیقه ۱۹:
«... بنابرین اگر در قرآن مطلبی بود؛ خلافش هزاران روایت هم قابل قبول نیست؛ چون ملتحد منحصر است به قرآن. بنابرین متواتر و مستفیض و صحیح و موثق، اگر مخالف قرآن است قبول نیست و اگر موافق قرآن است قبول است. اگر نه مخالف و نه موافق است، اگر قطعی باشد و اختلافی نباشد؛ این مستفادِ رسول گرامی از رموزِ قرآن است. یا رموز صد درصد یا رموزِ چند درصد، بنابرین وقتی میگوییم سنت، منظور سنت قطعیه است نه روایت.
روایت، چند قسم است؛ روایتِ واحد، مستفیض، متواتر. چه واحد، چه مستفیض، چه متواتر سه حال دارد: یا موافق قرآن است که قبول است، ولو اینکه روایتش ضعیف باشد. یا مخالف قرآن است که قبول نیست ولو متواتر باشد. اگر نه موافق است نه مخالف است؛ اگر چند روایت که مخالف ندارد، این چند روایت که اصلاً مخالفی در روایت ندارد و در قرآن نه مخالف و نه موافق است؛ این را ما قبول داریم. چرا؟ چون «قُل فللَّهِ الحُجّة البالِغة» (انعام،۱۴۹) اگر این روایات غلط بود؛ و بر مبنای وحیانیت قرآن نبود باید مخالفش بیاید، چون حجت بالغه است. پس حجت بالغه بودنِ سنت، در زمینهای است که مخالفِ قطعیِ نصِّ قرآن یا مخالف قطعیه ظاهر مستقر قرآن نباشد...»
توضیح:
از این مباحث استفاده میکنیم که منبع تمامی احکام اصلی و فرعی فقط و فقط قرآن است. اصولِ اصلی احکامی، عقائدی، سیاسی، اجتماعی و... همه در سه بُعد قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه) آمده است؛ اما جزئیات و کیفیّاتِ بسیاری از این احکام، در بُعد چهارمِ قرآن، یعنی حقایق و رموزِ قرآن است، که دریافتِ این رموز در انحصارِ معصومین محمدی(صلوات الله علیهم) میباشد. لذا بیان معصومان(علیهم السلام) در زمانِ حیات و حضورشان، به طور مطلق؛ حجّتی قرآنی است. و در زمان غیبتِ ایشان؛ اخبارِ وارده از آنها به عنوان بیانِ رموز قرآن برای مسلمین، پس از عرضهی آن بر سه بُعدِ اول قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه)، حجّتی قرآنی خواهد بود.
و اصولاً در «فقهِ قرآنی»؛ سند روایت چندان موضوعیت ندارد؛ چرا که در عرضهی احادیث بر قرآن؛ اگر روایتی مخالفِ قرآن باشد ولو اینکه متواتر هم باشد؛ باز در مخالفت با کتابِ خدا مردود شمرده خواهد شد. و اگر روایتی موافقِ قرآن باشد؛ حتی اگر واحد باشد و ضعیفترین سند را داشته باشد و از طریقِ فرد غیر مطمئن حتی شمر ملعون هم نقل شده باشد؛ آن روایت مورد قبول خواهد بود.
دسته بندی اخبار به سه گروه:
لذا با توجه به مطالبی که استاد بیان فرمودهاند؛ در روشِ فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره)بدیهی است که بگوییم: هر خبری از جمله خبر واحد از سه حال خارج نیست:
۱ـ موافق قرآن: [مقبول است]
۲ـ مخالف قرآن: [مردود است]
۳ـ نه موافق و نه مخالف: [؟]
با توجه به متن سخنان بالا و بررسی نظرات فقیه قرآنی در کتبی که ذکر کردیم درمییابیم که دسته سوم از خبر، (که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن)؛ گاهی مقبول و گاهی مردود است. چرا که ما حتّی خبر متواتر را هم نمیتوانیم بگوییم قطعی است، و اصولاً تواتر یا واحد و مستفیض بودنِ یک خبر، در مبنای فقهی آیت الله صادقی(ره) چندان موضوعیتی ندارد.
خبری که مخالف یا موافق کتاب نیست، صِرفِ اینکه (طبق تعریفِ رایج) به آن واحد یا ضعیف بگویند این دلیل کافی برای کنار نهادن آن، و غیر قطعی و ظنّی دانستن آن نیست. کما اینکه صِرفِ متواتر بودن یک خبر به معنی قطعی الصدور بودن آن و موجب پذیرش آن نیست.
و لذا باید بگوییم که دسته سوّمِ خبر (حتی اگر پایین تر از واحد و بسیار ضعیف هم باشد) در صورتی که:
- نه موافق قرآن و نه مخالف است
- و معارضی هم ندارد
- و خلافِ فطرت، عقل مطلق، و علم مطلق، و حس مطلق، هم نیست
- و موضوعِ عام البلوی هم نیست (در اخبار واحد و ضعیف)
- و ......................................
در چنین حالتی، طبق روش آیت الله صادقی(ره) این خبر قطعی بوده، و بر مبنای آیه «قل فللّه الحجّة البالغة»، این همان حجت الهی است که بدست ما رسیده است و سنّتِ مستفاد از رموز قرآن است. چون اگر غیر از این بود شارع مقدس حجّتی رسا بر ضد آن ارسال میداشت. و این مطلب بر مبنای قرآن است و اگر آیه «قل فللّه الحجة البالغة» نبود ما نمیتوانستیم به این دسته از اخبار فتوا دهیم.
اگر دسته سوم از اخبار را آیت الله صادقی کلاً مردود میدانستند، دیگر در بسیاری از ابوابِ فقهی نمیتوانستند فتوی بدهند از جمله نصابهای زکات، ترتیب حجّ و عمره، کیفیات نماز و... که اخبار آن اکثراً خبر واحد است و خود آیت الله صادقی(ره) نیز در متن بالا مثال زدند، و به آنها فتوا نیز دادهاند. و همانطور که ملاحظه نمودید ایشان نسبت به این مطلب توضیح لازم را دادهاند.
و کلّ این مطلب بر شاگردان آن عالم بزرگ روشن و بدیهی است؛ اما برای کسانی که در محضر ایشان نبودهاند؛ شاید این نکته غیر از بیانیه سال ۸۶، به سختی از مطالب دیگر به این صراحت قابلِ وصول باشد (البته فایلهای صوتی که شاهد آوردهایم نیز گویای مطلب هستند). ایشان در سخنان خود همیشه خبرِ واحدِ ظنّی را مطرود دانستهاند و خیلی اوقات هم قید ذکر نکرده و کلّی بیان کردهاند؛ که اگر کسی دقت نکند این شبهه برای وی حاصل میشود که در مبنای ایشان خبر واحد کلاً مردود است! در صورتی که اگر به کتاب «تبصرة الوسیله» و امثال آن ؛ رجوع کنید که شاید بیست سال؛ کم و بیش؛ از نگارشِ آن میگذرد؛ میبینید که فقیه قرآنی به خبر واحد و اجماع و شهرت فتوا دادهاند. کما اینکه حجة الاسلام محسن نورانی در مقاله «شرح باب ثانی از روش فقهی صاحب تبصرة الفقهاء» در همایش بیداری قرآنی، دیماه ۹۱، به موارد آن اشاره کردهاند.
و متأسفانه افرادی که در محضر استاد نبودهاند اگر دقت کافی نکنند و بیانیه سال ۸۶ را مدّ نظر نداشته باشند، مانند دوست عزیزمان صاحب مقاله «ضرورتها و ظرفیتهای تفسیر قرآن به قرآن با نظر به الفرقان، همایش بیداری قرآنی، دیماه۹۱»*، به این نتیجه میرسند که بر مبنای روش فقهی آیت الله صادقی(ره)، خبر واحد کلاً مردود است!! و همین موضوع باعث شد که این مطالب را خدمت شما ارائه کنیم و امیدواریم که مورد استفاده محققان قرار بگیرد. در پایان درخواست دارم که از نظرات انتقادی خود حتماً ما را مطلع نمایید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ـ این مقاله بلند از فاضل ارجمند آقای رضا بابایی؛ بسیار مفید و خواندنی است و تنها همین نقد را ما بر آن داریم و خواندن آن را برای همه توصیه میکنیم.
مدح كتاب بشارات العهدین و المقارنات
بسم الله الرحمن الرحیم
قال العلامة الكبیر و المفسر الشهیر محمدجواد مغنیة رحمه الله : قد وضع علماء الاسلام عشرات الكتب للدلالة علی تحریف التوراة و الإنجیل ، منها إظهار الحق للشیخ رحمة الله الهندی و فیه مائة شاهد علی تحریف التوراة و الإنجیل لفظاً و معنىً ،أشار الی هذا الكتاب صاحب تفسیر المنار عند تفسیر الآیة ٤٦من سورة النساء. و من هذه الكتب الرحلة المدرسیة للشیخ جواد البلاغی، و كتاب محمد رسول الله فی بشارات الانبیاء لمحمد عبد الغفار ، وكتاب هكذا بشرت الاناجیل لبشری زخاری مخائیل ، و آخر كتاب قرأته فی هذا الموضوع البشارات و المقارنات للشیخ محمد الصادقی الطهرانی، صدر حدیثاً، وهو متخم بالشواهد القاطعة من كتب الیهود و النصاری علی تحریف التوراة و الأناجیل المتداولة.( تجارب محمدجواد مغنیة بقلمه ) انتشارات انوار الهدی ١٤٢٥هجری
در سوگ صدیقه ی طاهره... از سایت البلاغ
بسم الرب الشهداء والصدیقین
« بسم الرب الزهراء المقتول المظلوم، الصدیقة الشهیدة »
عالم را همه غم و ماتم فرا گرفته است...
آسمان سیاه گشته و دلها را غباری از اندوه جانکاه پوشانده...
این جهان را چه شده است؟!
چه بر سر علی آمده که عالم و آدم بی تاب شده و توان دلداری او را ندارد؟
او چه از دست داده که همه عالم در مقابل او خجل گشته است...
و همه سر به گریبان اندوه؛ آه می کشند...
آه؛
آه؛ چه ظلمی است که اینچنین هفت آسمان را به لرزه انداخته است؟
مگر چند روز از رفتن پیامبر می گذرد که اینچنین علی غریب و تنها گشته است؟
گویی هرگز کسی او را نمی شناخته است...
کوچه های مدینه...
و امروز تنها یار و همراه او نیز...
...
السلام علیک یا امین الله فی ارضه...
چگونه تو را تسلیت گوییم که واژه تسلیت نیز خود بی تاب و مضطرب است و تمام واژه های آرامش و سکون بی قرار و تبدارند
السلام علیک یا حجة الله علی عباده...
چگونه با تو چنین کردند؟
السلام علیک یا امیر المؤمنین...
ما نیز شب و روز بغضمان در گلو می فشارد و در خلوت و جلوت اشکهایمان سرازیر است
که تسلیتی در هیچ یک از کوچه های زمان برای این درد هرگز نیافته ایم...
و خسته و خاک آلود همه جا را به دنبال گمشده زهرایت گشته ایم
أشهد انّک جاهدت فی الله حق جهاده...
گواهی می دهم که این تویی که همه واژه ها از تو معنا گرفته اند
و من عاجزانه و خیره، به تو نگاه می کنم...
ای شکوه هستی...
چه خوب شد که تاب آوردی
والا هرگز در این عالم غنچه ای به امید لب نمی گشود...
نگاه تو به کدام افق گذر کرد که هر چه خورشید بود بی تاب شد تا راز دل تو و صبر تو را دریابد؟
با کدام نوید به دل خود جرعه جرعه این مصیبت را نوشاندی و اجازه ندادی عالم به آتش کشیده شود و عنان آسمان ها و زمین از هم بشکافد و زمین اهل خود را در خود فرو برد؟
اما این روزگار کوچکتر از آن است که کمر تو را خم کند و من دیدم که تو ایستادی...
ایستادنی که تا روز موعود کمر همه راستانِ تاریخ را درهم شکست؛ و بغض را همراه و مهمان گلویشان کرد...
من اشک می ریزم...
گاهی آرام و بی صدا...
گاه با فریاد و ناله
و به تو نگاه می کنم...
...
آه؛ گویی صدایی می آید...
به گوشم آشناست...
شبیه صدای توست یا علی...
همراه بغض فاطمه...
می گوید که می آیم؛ اندکی صبر کنید...
زمانش خواهد رسید
قبل از آنکه جانها به لب آید...
خواهم آمد...
و جان من در تنم بی تابی می کند...
ای خدا...
واحسرتاه...
جانها همه به لب آمده است...
به فریاد رس؛ به فریاد رس...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۱: یار قرآنیمان محمد طاها عازم دیار سید الشّهدا(ع) شد. خدا نگهدارش باد. نشد که به او بگویم: «چو از این کویر وحشت؛ به سلامتی گذشتی؛ به شکوفه ها؛ به باران؛ برسان سلام ما را»
پی نوشت۲: در مرثیه بانوی دو عالم سلام الله علیها روضه ای هست که هنوز جاری است... غم و ماتمی که هنوز دامنه مصیبتش تمام نشده است... مصیبتی که هنوز گریبانگیر ماست... و ان روضه و مصیبت؛ روضه و مصیبتِ قرآن است که هر روز این مصیبت تازه است...
بشنوید این روضه و ذکر مصیبت را از زبان فقیه عارف؛ آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی(ره) که در بین «درس تفسیر موضوعی قرآن کریم، جلسه چهل و نهم» آن ایراد فرموده و بر آن اشک ریخته اند:
گزیده متن سخنرانی:
«... «الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» (فصلت،۳۰)؛ استقامت؛ ما که باور داریم این کتاب، کتاب خداست، مهم نیست که چه میگویند؛ به پیغمبر هم سنگ زدند، فحش دادند، معدهی گوسفند ریختند، در شِعبِ ابیطالب حبسش کردند، ایشان را مجبور به هجرت کردند، کتک زدند، دندان شکستند، پیشانی شکستند،
فرق علی را شکافتند، برای چه بود؟
پهلوی زهرا را لگد زدند، برای چه بود؟
برای مال بود؟ یا برای حفظ خلافت امیرالمؤمنین که بر محور کتاب و سنت است؛ «ما منّا الّا مقتولٌ أو مسموم» کشتند، اذیت کردند، فحش دادند. مگر ما خونِمان رنگینتر است؟ مگر ما که هستیم آخر ما چه هستیم؟ آنها که این کارها را کردند دشمنهای اسلام بودند، ما که دوستان اسلامیم! ما که شیعیان مرتضی علی هستیم!
چرا در حوزهی شیعیانِ مرتضی علی؛ باید قرآن اینقدر ذلیل باشد؛ مظلوم باشد؟ مگر کسی که مطابق میل شما حرف بزند، اگر کتاب الله را طبق میل شما و سلیقهی شما معنا کند؛ خیلی خوب است و الا «فالکتاب و اهل الکتاب فی ذلک الزمان طریدان منفیّان و صاحبان مصطحبان فی طریقٍ واحد لا یؤویهما مؤوٍ» : «پس قرآن و اهل قرآن در آن زمان، راندهشدگانِ حذفشده [از جامعه، امّا] همراهانی همگام [با هم] در یک راه هستند. [ولی] هیچ پناهدهنده ای، آن دو را پناه نمیدهد» (عن أمیرالمؤمنین؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۶۵)...»
دیدگاه های کلی کافران و مومنان در برخورد با قرآن همین طور مطلبیست برای هر اهل فکر و انسان! و ردی است بر هر تفکر غیر قرآنی از جمله پلورالیسم
دیدگاه های کلی کافران و مومنان در برخورد با قرآن
همین طور مطلبیست برای هر اهل فکر و انسان! و ردی است بر هر
تفکر غیر قرآنی از جمله پلورالیسم
از وبلاگ قرآن ناموس هر مسلمان 2
کفّار و مخصوصاً
معاندین نسبت به قرآن یک جهت گیری کلی دارند و مسلمانان هم پنج جهت گیری کلی دارند
که یک دیدگاه مطابق قران، سه دیدگاه مقصرانه و یک دیدگاه جاهلانه
تقلیدیِ اکثرا قاصرانه و از روی تساهل وساده اندیشی است:
کفّار معاند بدون
استثنا می دانند که قرآن از نظر فصاحت، بلاغت، واژه، بی نظیر است چون در هم آوردی
با آن ودیگر وجوهش ناتوانند. و می دانند اگر قرآن در جامعه مسلمانان مخصوصاً در
حوزه های اسلامی صد در صد جا بیفتد آنها را کنار می زنند. چون به قدری حقایق قرآن
درخشان و بیانش روشن است و حقایقش بر مبنای فطرت و عقل و علم مطلق است که اگر در
جوّ اسلامی نمودِ واقعی پیدا کند، از نظر علم معرفتی، اسلام و قرآن جهان شمول
خواهد شد و کفّار و معاندین حاضر نیستند تحت سیطرة قرآن درآیند، پس فکر و عمل
تقدیس*را در میان مسلمانها جا انداختند ـ زیرا مشرکان یکی از دلائلشان که غیر خدا
را می پرستند، تقدیس خداست .می گویند که خدا به قدری بزرگ و با عظمت است و ما به
قدری کوچک و ناچیز هستیم که عبادت کردن ما نسبت به خدا اهانت است. بنا بر این ما
خدا را عبادت نمی کنیم. خدائیان ، بتان ، طاغوتیان راعبادت می کنیم. کفّار هم این
فکر را در میان مسلمانها جا انداختند که خدا بالاتر است از اینکه بیاناتش را ما
مردمان بررسی کنیم و بفهمیم. بیانات خدا مجهول است. چون همان طور که خدا وجودش
معلوم است ولی ذاتش برای ما مجهول است .
اثبات عقیده یکتا باوری
اوّلیه مشرکین قبل از شرک به خدا بتوسط آیات:
تبصره روشی : براساس
بلاغت و تشابه کلی قرآنی زمانی میتوان به یک آیه به تنهایی استدلال کرد که آیات
قبل و بعد آن در دلالتش تاثیر اساسی نداشته باشند.
1-3 قُل
لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِیهَا إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84﴾ سَیَقُولُونَ
لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿85﴾ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ
السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ﴿86﴾ سَیَقُولُونَ
لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾ قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ
شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾سَیَقُولُونَ
لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾ بَلْ
أَتَیْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿90﴾ مَا
اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا
لَّذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ
اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿91﴾ المؤمنون
4- قُلْ مَن
یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ
وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ
وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ
تَتَّقُونَ ﴿31﴾ یونس
5- أَلَا لِلَّهِ
الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ
إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ
بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ
کَاذِبٌ کَفَّارٌ ﴿3﴾ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى
مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
﴿4﴾ زمر
البته آیات متضمن دیگری
نیز شاهد این نوع از شرک است و اما شرک چندخدایی همچون الهه های یونان شرک بدتر و
پیچیده تری است که آیات دیگری نیز شاهد چند خدایی است که از موضوع بحث خارج است
تهمت کافران به اینکه
این قرآن همان غلو ها و مطالب بی اساس شایع کتب مدعیان پیامبری قبلی
است:
1- وَمِنْهُم
مَّن یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن
یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن یَرَوْاْ کُلَّ آیَةٍ لاَّ
یُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوکَ یُجَادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ
کَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ
أَسَاطِیرُ الأَوَّلِینَ ﴿25﴾ وَهُمْ یَنْهَوْنَ
عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن یُهْلِکُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا
یَشْعُرُونَ ﴿26﴾الأنعام
2- وَإِذَا
تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا
إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأوَّلِینَ ﴿31﴾ انفال
3- وَإِذَا
قِیلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّکُمْ قَالُواْ أَسَاطِیرُ
الأَوَّلِینَ ﴿24﴾ نحل
4- وَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُوا أَئِذَا کُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ
﴿67﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا
إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿68﴾النمل
5- لَقَدْ وُعِدْنَا
نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ
الْأَوَّلِینَ ﴿83﴾ المؤمنون
6- وَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْکٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ
عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا ﴿4﴾ وَقَالُوا أَسَاطِیرُ
الْأَوَّلِینَ اکْتَتَبَهَا فَهِیَ تُمْلَى عَلَیْهِ بُکْرَةً وَأَصِیلًا
﴿5﴾ فرقان
7- وَالَّذِی
قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا أَتَعِدَانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ
الْقُرُونُ مِن قَبْلِی وَهُمَا یَسْتَغِیثَانِ اللَّهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ
وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُمَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ
الْأَوَّلِینَ ﴿17﴾ الأحقاف
8- إِذَا
تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿15﴾ القلم
9- وَمَا
یُکَذِّبُ بِهِ إِلَّا کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿12﴾ إِذَا تُتْلَى
عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿13﴾ المطففین
**********************************************************************************
پاسخ خدا به ادعای
اسطوره بودن قرآن :
1- یُرِیدُ
اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ وَیَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِن
قَبْلِکُمْ وَیَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿26﴾ النساء
2- قَدْ خَلَتْ مِن
قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانْظُرُواْ کَیْفَ
کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذَّبِینَ ﴿137﴾ آل عمران
مشرکان و کافران در
موارد ی هم به تورات و هم به انجیل نسبت سحر و به پیامبران ساحر و شاعر و ... داده
اند اما موارد زیر قران را در برمیگیرد.
1- وَلَوْ
نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ ﴿7﴾ أنعام
2- لَاهِیَةً
قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا
بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ
﴿3﴾ أنبیاء (بصورت کلی در مورد همه کتب انبیاء)
3- وَإِذَا
تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ
أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا
إِفْکٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ
هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ ﴿43﴾ سبأ
4- بَلْ
عَجِبْتَ وَیَسْخَرُونَ ﴿12﴾ وَإِذَا ذُکِّرُوا لَا یَذْکُرُونَ ﴿13﴾ وَإِذَا
رَأَوْا آیَةً یَسْتَسْخِرُونَ ﴿14﴾ وَقَالُوا إِنْ
هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ ﴿15﴾الصافات
5- وَإِذَا
تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ
لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ ﴿7﴾ الأحقاف
6- فَوَیْلٌ
یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ ﴿11﴾ الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ﴿12﴾
یَوْمَ یُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ﴿13﴾ هَذِهِ النَّارُ الَّتِی
کُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ ﴿14﴾ أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ
أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ ﴿15﴾ الطور
7- اقْتَرَبَتِ
السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿1﴾ وَإِن یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَیَقُولُوا
سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿2﴾ القمر
8- فَقَالَ
إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ ﴿24﴾ إِنْ هَذَا
إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ﴿25﴾ المدثر
ادعایی معاندان بر
اینکه متن و قصه های قرآن سنبلیک است یعنی واقعیت ندارد:
1- وَقَال
الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا لَوْ کَانَ خَیْرًا مَّا سَبَقُونَا
إِلَیْهِ وَإِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هَذَا إِفْکٌ
قَدِیمٌ ﴿11﴾ الاحقاف
2- وَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْکٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ
عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا ﴿4﴾
ودر جواب خدا میفرماید:
وَمَا کَانَ هَذَا
الْقُرْآنُ أَن یُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَکِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ
یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ الْکِتَابِ لاَ رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿37﴾ یونس
امّا مسلمانان:
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ
الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ
بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ ﴿32﴾ فاطر
جهت گیری اول، پیش فرض های غلط (مقصر تفریطی): گروهی اخباری شده قرآن را به عنوان قداست به کل کنار گذاشتند و استدلال کردند که جنس گفتارهای خدا بیانات خدایی است نه انسانی وبیانات خدائی را تنها خدائیان یعنی رسولان و دیگر معصومان محمدی ص میفهند و ما قادر به فهم متن قرآن نیستیم
فایل صوتی رویای آیت الله مرعشی از زبان آیت الله تهرانی حول روش دین پژوهی آیت الله صادقی
سالگرد شنبه غریبان
شنبه ی سیاه قرآنیان (نقل از سایت البلاغ)
بسم الله الرحمن الرحیم
« أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُهُ وَ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ...
امروز سالروز رحلت رسول رحمت(صلوات الله علیه وآله وسلم) و سبط اکبر امام حسن مجتبی(علیه السلام) و فردا نیز روز داغدار شدن زمین بر پسر موسی بن جعفر(علیهم السلام)است. این مصایب بزرگ را به عالمیان و ولی امرمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت می گوییم و با امید ظهورشان قلب داغدارمان را تسلی می دهیم.
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
أُصِبْنَا بِکَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِکَ حَیْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْیُ
وَ حَیْثُ فَقَدْنَاکَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یَا سَیِّدَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ
وَ عَلَى آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ...
یوم السَّبت، روز شنبه، روزی از هفته است که متعلق به رسول الله(صلی الله علیه وآله) می باشد. امروز برای قرآنیان تداعی گر مصیبت دیگری نیز هست که در روز شنبه ای اتفاق افتاده است. سالگرد ۲۲ دیماه سال ۱۳۶۹ که «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» نام گرفته، در این روز حمله ای وحشیانه توسط عده ای قدّاره بند و عربده کش از سوی اقتدارگرایان، به تنها مجلس درس فقه قرآنی در عصر غیبت کبری صورت گرفت و بعد از ضرب و شتم طلاب، قصد جان فقیه قرآنی را نمودند که با از خود گذشتگی یاران قرآنی، ایشان از آن مهلکه جان سالم به در برد و باقی عمر را در خانه خویش غریبانه به تألیف و نشر معارف ناب قرآنی سپری کرد و محرومیتی شد برای جامعه دینی عصر غیبت که هرگز نیز جبران نگشت...
آن حادثه دلخراش که عده ای از محبان انقلاب قرآنی نیز در آن زخمی شدند تعرضی بود از سوی صاحب منصبانی که چشم دیدن جلسات درسی را نداشتند که در اندک زمانی تعداد طلاب حاضر در آن از چند ده نفر در مسجد امام رضا(علیه السلام) در گذر خان در شهر قم به انبوهی از طلاب می رسید که به معارف ناب قرآنی گوش دل می سپردند. آنها که می دیدند یا در حوزها جای آنهاست یا جای فقه قرآنی تصمیم شیطانی خود را گرفتند و شد آنچه شد و «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» رقم خورد...
آری یا رسول الله بر ما نیز بعد از شما اینگونه گذشت «و هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ أَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ...»
ضمن تسلیت همه مصیبتهای اسلام به همه مسلمانان از محضر خدای سبحان تعجیل در فرج ولی امر مسلمین جهان را طلب می کنیم...
اللهم فرّج عنا بحقّهم فَرَجاً عاجلاً قریباً کلمحِ البصرِ أو هو أقرب...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: یکی از شاگردان آیت الله صادقی تهرانی(ره) بعد از آن واقعه، سوز دل خود را اینگونه به نظم بیان کرد:
آیت حق، فخر زمان، صادقی
چشم و چراغِ دل و جان، صادقی
عمر تو شد وقف کتاب خدا
مفتخر اهل بیان، صادقی
گفته ات از متن کتاب خداست
رحمت حق بر تو روان، صادقی
قدر تو را خوب ندانسته اند
طالب و فاضل، همگان، صادقی
قدر تو از قدر کتاب خداست
رتبه ات از دیده نهان، صادقی
فقه که از دوری حق مرده بود
با ستم حوزویان، صادقی
زنده شد از همت والای تو
حکمت قرآن به بیان، صادقی
از قلمت دُرّ گرانبار ریخت
کاشف اسرار نهان، صادقی
غصّه نخور خار به رویت کِشَند
گلشن دین گشته خزان، صادقی
روضه ای امروز بخوانم زتو
اجازتی هست بر آن، صادقی؟
ای که زمظلومیتت در جهان
رفته زمن تاب و توان، صادقی
دوست و دشمن به تو تهمت زدند
هم به عیان هم به نهان، صادقی
شاهد مظلومیتت من بُدَم
در گذر خان به عیان، صادقی
در وسط کوچه به تو حمله شد
جمله ی ما گریه کنان، صادقی
دشمن تو در وسط جمعیت
فتنه گر و نعره زنان، صادقی
فتنه و آشوب چه هنگامه ای
حمله ی سی تا حَیَوان، صادقی
توطئه بود و جدل و غالطه
پشت سرش سلطه گران، صادقی
جمع محبّان همه ماتم زده
خون دل از دیده روان، صادقی
تجزیه کردم چو، من آن واقعه
رشته ای بود از سَقَفان ، صادقی
شِکوِه ی آن آذریان* را ببر
نزد شه عصر و زمان، صادقی
صبح قیامت بِبَرِ داورت
شِکوِه کن از حوزویان، صادقی
گر که بخواهند زتو شاهدی
غم مخور از این جریان، صادقی
سید ساجدی بود شاهدت
با همه قرآن پژوهان، صادقی
آجرک الله در این ابتلاء
داد تو با دادستان، صادقی
*- سالها بعد از آن واقعه، آقای آذری قمی که از عوامل موثر در جریان بود به نزد فقیه قرآنی(ره) آمده و طلب گذشت کرد و ایشان نیز فرمود از حق شخصی خودم گذشتم اما خیانتی که به قرآن و اسلام کردی را باید به نزد خدا و رسول پاسخگو باشی که بخشش آن از دست من خارج است...





