کلیپ صوتی صحبت‌های آیة الله العظمی دکتر صادقی تهرانی

حین درس تفسیر موضوعی قرآن کریم

حول مظلومیت قرآن کریم و علم حقیقی در حوزه‌های علمیه بخصوص حوزه علمیه قم و چرایی آن

و حمله‌های طلاب قم، لات‌های قم و افراد اجیر شده‌ به درس‌های قرآنی، خانه ایشان و سنگباران آن

و عدم محوریت ایشان در این انقلاب قرآنی

 

...همان طوری که جسم امام حسین را پاره پاره کردند و ما همیشه عزاداریم، قرآن را جسماً و معناً پاره پاره کردند و ما عزا داریم.

دو مرتبه در مجلس تفسیر قرآن در مسجد امام رضا علیه السلام حمله شد با سه سال فاصله، دو سال فاصله، هر قدر فاصله‌ای، نمی دانم. مرتبه‌ی اول می دانید که هفتاد نفر هشتاد نفر پاکستانی، نَجِسستانی، کجایی –پاکستانی که پاک هست- این‌ها مأمور بودند بیایند و در مسجد حمله کردند و عده‌ای از پاکستانی‌ها را زدند؛ گفتند "ما نیامده‌ایم درس آقای صادقی را تعطیل کنیم، آمده‌ایم این پاکستانی‌های ضد انقلاب را (دستگیر کنیم و ببریم یا هر منظور دیگر)!". آقا اگر می‌شناسید، پس چرا سوال می کردید؟، سوال می کرد "شما پاکستانی هستید؟" بعد می‌زد! "نیستید" نمی زد! (یعنی اگر می‌شناختند که چه کسانی پاکستانی هستند و ضد انقلاب، چرا می‌پرسیدند که چه کسی پاکستانی هست و بعد او را می‌زدند)

بعد دست دراز کردند، چه کردند، قرآن پاره کردند، شیشه‌ی مسجد شکستند، که الان هنوز در پاکستان آن روز را عزا می‌گیرند و قهوه می‌دهند و چایی می‌دهند.

مرحله‌ی دوم یک مشت از لات‌های چهارراه مولوی حمله کردند، ده پانزده تا لات حمله کردند که شما صدایشان را قبلا شنیدید. خب ما باید برای قرآن، برای اهانتی که به قرآن می‌شود به نام مرتضی علی، اهانتی که به قرآن می‌شود جسماً و روحاً مخصوصاً روحاً در خانه‌ی خدا، کتاب خدا، بندگان خدا نشسته‌اند، شما عربده می‌کشی، فحش می‌دهید و خانه‌ی مفسر قرآن را شما سنگباران می‌کنید، هیچ کس هم صدایش در‌نمیاد! یک تلفن هم به ما نشد! یک نامه هم نوشته نشد! یک نفر هم نیامد! همه‌ی شما راضی بودید؟ ای حوزه‌ی مبارکه‌ی علمیه پنجاه هزار نفری! راضی بودید شما؟! نفهمیدید؟ نشنیدید؟

خدا می‌داند دفاع از شخص خودم نمی‌کنم. دیگر مطلب آمد (بگذار بگوییم). ما در چنین زمانی و زمین و زمینه‌ای داریم زندگی می‌کنیم. خدایا جرم ما چه بود جز این‌که با قرآن تو آشنا هستیم؟ جز این‌که با خریّت‌ها و حماقت‌ها معارضه داریم؟ با انحرافات معارضه داریم؟ آیا کار ما به جایی رسیده است که برویم در خانه‌ی لات ها بگوییم جناب لات بزرگوار! نظر شما در این مطلبی که ما می‌خواهیم بگوییم چیست؟ این هست؟

در فقه های شما (مجالس درس شما حوزویون) این بازی‌ را درنمی‌آورند، در فلسه‌ی شما درنمی‌آورند، در ادبیات درنمی‌آورند، در عرفان در‌نمیآورند، در خِرفان درنمی‌آورند، چون مطابق حرف‌های آن‌هاست، مقداری مطابق میل آن‌هاست. بازی که در می‌آورند روی کتاب الله درمی‌آورند چون عقائد ما، فلسفه‌ی ما، عرفان ما، تاریخ ما، اخلاق ما، فقه ما، اصول ما، دنیای ما، آخرت ما بر محور کتاب و سنت است؛ لات‌ها که نمی‌فهمند، شما آن‌ها را تحریک می‌کنید، اگر شما آن‌ها را تحریک نکرده بودید چرا این‌ها آمدند؟ چرا وقتی نامه (اعتراضی از جانب طلاب به مسئولین و حوزه‌ها) نوشته شد شما هیچ نگفتید؟ چرا بعضی‌ها فقط نُچ نُچ گفتید؟ وقتی که مسئول هستید، نُچ نُچ کردید که ما نمی‌توانیم! که آخر سر ما نجات پیدا کریدم، آن سردمدارشان، آن لات را بردند زندان کتکش زدند گفتند از این غلط‌ها بکنی تأدیبت می‌کنیم! چی شد نمی دانم، این از جای دیگر شد و از مطلب دیگری شد.

این جریان تکرار شد ، در راه می‌آمدم یکی از طلاب عزیز پاکستانی رسید، گفت "ما شاگرد شما بودیم، ما چه بودیم، ما تفسیر شما را داریم..." ولی طبق مصالحی نمی‌آیم. گفتم طبق مصالحی نمی‌آیید؟ من که نمی‌گویم بیایید، طبق مفاصلی نمی‌آیید، چون جو را بر ضد قرآن طوری درست کردند که –مخصوصا برای طلبه‌های خارجی که اگر کسی بیاید شهریه‌اش را قطع می‌کنیم- دروغ هست، شهریه چه کسی را توانستند قطع کنند؟ (البته بعدا همان تعدا کمی از طلاب که ماندند، شهریه‌شان قطع شد) جو درست می کنند: شهریه‌اش را قطع می‌کنیم، بیرون می‌کنیم، اقامه نمی‌دهیم، چه می‌کنیم و چه می‌کنیم... پروردگارا ما در چنین جریانی گیر کرده‌ایم، و لکن این‌طور نیست که قدرت دشمن بر قدرت ما فائق بشود، نخیر این‌طور نیست، قدرت ما فائق است. این خانه نشد آن خانه، آن خانه نشد آن خانه، خانه را سنگباران کردند جای دیگر، جای دیگر و جای دیگر، آمدیم این‌جا. ما تا آخرین قطریه‌ی خون حاضریم استقامت کنیم که به جای قرآن خرافات شما را نیاوریم، به جای معارف ربّانیّه مزخرفات شما را نیاوریم به عنوان علم! اگر یک موقعی به گوینده‌ی شما پول زیادی داده بشود حرام می‌دانم که به حوزه پخش کنم، حوزه‌ی اسلامی نیست، وقت‌ها مصرف می‌شود، دقت‌ها مصرف می‌شود، مال‌ها مصرف می‌شود:این ره که تو می‌روی به گورستان است نه ترکستان! اسلام که در این‌جا تحصیل نمی‌شود. من چه عرض کنم؟ امیرالمؤمنین در چاه می‌گفت ما که چاه هم نداریم بگوییم، به شما هم عرض نمی‌کنیم.

پروردگارا به ما انسانیّت بده، به ما اخلاق بده، داده ولی ما فرار می‌کنیم، به ما شعور بده، به ما فکر بده، به ما شجاعت بده، به ما صبر بده، صبرِ سرطان کردن نه، این حماقت است، یعنی هر بلایی به سر ما و شما بیاید مثل صبر ذوالقرنین بیاستیم، و نگذاریم یأجوج و مأجوج این غلط‌ها را بکنند. مگر نیروی یأجوج و مأجوج بیشتر از ذوالقرنین هست؟ مگر نیروی سَحَره‌ی فرعون (ساحران) بیشتر از موسی است؟ موسی یک نفر بود! مگر نیروی ابوجهل‌ها و ابولهب‌ها بیشتر از محمد (صل الله علیه و آله) بود؟ مگر نیروی معاویه‌ها و یزید‌ها بیشتر از حسین بود؟ جسم حسین را کشتند اما روحش باقیست:

قد غَیَّرَ الطعنُ منهم كلَّ جارحةٍ سوی المكارم فی امنٍ مِنَ الغیری

اللهم اشرح صدورنا بنور العلم و الإیمان و معار قرآن العظیم و وفِّقنا لما تُحِبُّ و تَرضی و جَنِّبنا عمّا لا تُحِبُّ و لا تَرضی

والسلام علیکم 

دانلود کنید:

http://bayanbox.ir/id/1061897761148087186?info