بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ یکشنبه هشتم دیماه ١٣٨٧ در ویژه نامه روزنامه اعتماد، مصاحبه ای فقهی - حقوقی با آیت الله صادقی تهرانی به چاپ رسید که اخیرا (بهار ١٣٨٩) توسط معاونت فرهنگی جامعة علوم القرآن منتشر شددر اینجا سعی کردیم خلاصه ای از پاسخ هایی که ایشان در جواب سوالات خبرنگاران داده اند را به عنوان معرفی بخشی از مبانی فکری این علامه مجاهد و مرجع عالیقدر بیان کنیم. ان شاءالله قدمی باشد در مسیر رهایی قرآن از انزوایی که در طول تاریخ همواره دشمنان فرصت جو و دوستان مصلحت طلب آن را خوش داشته اند!

**************************

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت و گو با آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی گویایی در احکام، پویایی در موضوعات

گزیده ای از پاسخ های دکتر صادقی تهرانی به سوالات خبرنگاران پیرامون مبانی فقه، آزادی، ولایت فقیه، عدالت، مصلحت و ...

...حکم قرآن، گویا است و این گویایی برای همیشه است. «احکام خدا گویا و ثابت هستند الی یوم القیامه.»

... آزادی مطلق در بشر انحراف کلی است و مورد تأیید نیست. بشر آزاد نیست تا بر خلاف عقل و فطرت عمل کند...

اگر بشر درست فکر کند به وسیله‌ی وحی قرآن ، تکمیل می‌شود. در غیر این صورت، قرآن، آن (فکر) را نفی می‌کند ... اسلامی که ما در حال حاضر در کشورهای اسلامی داریم کاملاً طبق قرآن و سنّت نیست. یعنی اسلام فعلی ، اسلام قرآنی نیست.

متأسفانه سنی‌ها و شیعیان در مواردی متعدد به محوریت قرآن توجه نکرده‌اند. اسلام سنی‌ها و حتی شیعیان با اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) فاصله دارد.

این اسلام ناب، اسلام مشهوری نیست که کاملاً از فقه سنتی برداشت شده ، بلکه اسلام ناب محمدی ـ در تعریف صحیح ، بدون نگرش تفریطی سنتی یا افراطی بدعت‌آلود ـ اسلامی است که با محوریت قرآن و عرضه احادیث بر آن بدست می‌آید...

مفتیان سنی و فقهای شیعه بیش از پانصد فتوا دارند که مخالف قرآن یا سنّت است و این خادم کوچک قرآن،‌ به عنایت و توفیق الهی،‌ این فتاوا را نقد نموده و فتوای مستند به کتاب یا سنت را بیان کرده‌ام.

قرآن «تبیاناً لکل شیء» است و همه نیاز‌های اصلی بشر را از هر جهت بیان کرده است. ولی از جهت به‌ روز نبودن ترجمه‌ی متون دینی، قصور از ماست و ما در احتیاجات بشر به (معیاری) غیر از «قرآن و سنّت» هیچ نیازی نداریم.

و البته اولین کسی که در سایه کتاب و سنت، به تدوین بیانیه‌ای درباره حقوق بشر همت گماشته ، حضرت امام علی امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که با نوشتن عهدنامه‌ای برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه) این کار مهم را به انجام رساند و ما فقط باید ترجمه‌ی متن مدوّن را به‌ روز کنیم.

حکومت راستین اسلامی ـ هنگامی که تحقق یافت ـ جان، مال، حیثیت و آبروی غیر مسلمین را حفظ می‌کند...

آزادی شامل تبلیغ بر ضد شریعت خاتم نمی‌شود چون پس از بیان دلایل روشن قرآنی و عدم جواب مستدل غیر مسلمین به آن، ضدیت با قرآن به معنای لجاجت و عناد است.

بنابرین فقط در امور انسانی، آزادی هست. آزادی در امور عادلانه و فاضلانه صحیح است، نه اموری که برای مسلمین انحراف ایجاد کند.

زیستن غیر مسلمان، در جامعه اسلامی باید مسلمان وار باشد. حجاب در انجیل هم هست. کسانی که مسلمان نیستند باید در ظاهر مسلمان وار زندگی کنند...

—متأسفانه برخی گمان می کنند که تساوی یعنی تشابه و پیروان آنان هم در ایران و دیگر کشورها از تشابه حقوق زن و مرد، به عنوان تساوی یاد می‌کنند و حتی یکی از مفتیان حوزوی را با فریب پویایی در فقه ، با خود همراه کرده‌اند.

حکم اسلام، همیشه، به‌روز و ثابت است و تنها موضوعات، تغییر می‌کنند. پس هرگز زمان و مکان،‌ حکم خدا را پویا نمی‌کنند؛ زمان و مکان سبب پویایی موضوعات می‌شوند. موضوع که عوض شد حکمش گویاست. یعنی از قبل در اسلام وجود داشته است.

... در مواردی مثل وضعیت امروز که اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) از دسترس جامعه به دور و مهجور است، اگر کسی موجب بر هم زدن نظم عمومی نشود، مشکلی ندارد، ولی اگر کسی کلاً با نظام معصومین(علیهم السلام) مخالف باشد مرتد است.البته در اختلاف عقیدتی مادامی که شخصی موجب انحراف مردم از مسیر حق نشود، آزاد است – که اسلام اجازه نداده مرتدی که موجب انحراف نیست، اعدام شود – و فقط روش حکومتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر(علیه السلام) باید الگوی مصلحان باشد.

... مصلحتی را که ما تشخیص می‌دهیم، هرگاه خارج از چارچوب کتاب و سنّت باشد، نه تنها قابل طرح نیست بلکه شرکی است بنام دین؛ زیرا خدای متعال، احدی را در حکم (تکوینی یا تشریعی)اش شریک نمی کند، «...وَ لا یشْرِک فی حُکمِهِ اَحَدًا» (کهف،26).

نوآوری در احکام بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و در آتش است . ما نوآوری که بر خلاف حکم الهی باشد یک نمونه هم نداریم. نوآوری فقط در موضوعات است، در احکام نیست.حلال همیشه حلال و حرام همیشه حرام است.

...ولایت فقیه، مطلقه نیست یعنی در چارچوب شرع است. ولایت فقها بر مبنای قرآن صحیح است. بنابراین موضوع تغییر می‌کند اما حکم خدا ثابت است. ولایت به معنای اولویت، موضوعی است که تنها در باره معصومان(علیهم السلام) محکوم به وجوب مطلق است ولی همین ولایت درباره فقهای غیر معصوم، محکوم به وجوب مقید یا غیر مطلق است، به شرطی که محوریت قرآن را در عمل قبول داشته و بر مبنای آن فتوا دهند. پس ولایت را فقیهی دارد که خطا نکند اما هنگامی که خطا کرد دیگر ولایت ندارد و هیچ توجیهی برای خطایش نمی‌توان نمود مگر اینکه صریحاً اعتراف به خطا نماید و به درگاه خدا نیز استغفار و توبه و سپس اصلاح کند. «فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه...» (مائده،39)

فقه یا گویاست یا پویا و یا سنّتی. نه فقه سنتی مورد قبول است نه فقه پویا . فقط فقه قرآنی، گویا است برای تمامی زمان‌ها.

فقه پویا احکام را بر مبنای مصالحِ خیالی عوض می‌کند. فقه سنتی احکام را نوعاً بر مبنای سند رجالی روایات ـ بدون عرضه بر قرآن ـ می‌شناسد. اما در فقه گویا هیچ کدام از این پیش فرضها نیست ، نه احکام عوض می‌شود و نه صرفاً مبنا، سند روایات است. شالوده احکام بر مبنای قرآن و سنّت قطعیه است و گویایی قرآن، گویایی اصل و گویایی سنّت، گویایی فرع است.

تشخیص مصلحت در غیر مورد عُسر یا حرج ، توهّم و مفسده است. چون حکم چنان مصالحی تماماً در کتاب و سنّت موجود است.

مثال دیگر اینکه از جهت حکم سلبی ثانوی هیچ مصلحت واجب یا راجحی و یا هیچ اضطراری مصاحبه تلویزیونی با زنان آرایش کرده یا حضور چنان زنانی در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی وجود ندارد و هر نامحرمی که به واسطه دیدن چنین فیلمهایی، گناه کند، گناه مضاعفش بر عهده تهیه کنندگان و اجازه دهندگان نمایش آن فیلمها است و هر کسی به هر نحوی مقدمه انجام این حرام باشد گناهکار بوده و از عدالت ساقط است. مگر آنکه استغفار ، توبه و اصلاح کند....

و اینکه بعضی از افراد تا بحث از شیوه‌ی حکومتی حضرت امیر(ع) در تقسیم عادلانه بیت‌المال میان مردم پیش می‌آید فوراً می‌گویند: آن حضرت فرمود: «اَلا و اِنّکُم لاتَقدرون عَلی ذلک» (آگاه باشید که همانا شما بر [انجام] این کار، قادر نیستید). (نهج‌البلاغه شرح فیض‌الاسلام،‌ص957)

پاسخ می‌‌دهیم که اصل این کلام از امام(ع) صحیح است. اما نحوه‌ی استنادش به صورت فوق«کلمةُ حَقٍّ یرادُ بِهَا الباطل» است یعنی: «کلمه‌ی حقی است که از آن [توسط کج‌اندیشان] باطل اراده می‌شود». در حالی که حضرت علی(ع) این حدیث را درباره زندگی شخصی حاکم بیان فرمود که خود آن حضرت به دو دست جامه‌ی معمولی و دو قرص نان جو اکتفا کرده ‌بودند ولی هرگز درباره‌ی روش حکومت اسلامی برای اجرای عدالت و مساوات بین مردم و نحوه‌ی تعامل با آنان چنان سخنی را نفرمود بلکه به عکس، عهدنامه‌ای طولانی برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه)نوشت که احکام و آداب حکومت راستین اسلامی را به مالک، امر فرمود و اگر این عهدنامه، برای غیر معصومان قابل اجرا نباشد نوشتن آن بیهوده بود. پس تنها کسانی که می‌خواهند زر و زور و تزویر، حاکم باشد، با تفسیر به رأی کلام آن حضرت در امری فردی، شیوه‌ی حکومتی ایشان را در امور اجتماعی ـ برای عصر غیبت و خصوصاً زمان حاضر ـ غیر قابل اجرا جلوه می‌دهند.

فقه گویا مستمر و دائمی است ، بدون تعویض، اما فقه پویا احکام را عوض می‌کند. احکام در فقه گویا عوض نمی‌شود اما در فقه پویا حرام، گاه واجب می‌شود مانند رأی تشابه دیه مسلمان و کافر که در فقه قرآنی حرام است ولی در فقه پویا، واجب شده‌است....

—البته فتوای معروفِ انحصار ارث‌بَری زن از قیمت ابنیه و اشجار نیز برخلاف چندین نصّ قرآنی است زیرا قرآن ارث زن را ـ‌ با نصاب ویژه‌اش ـ از کل ماتَرَک شوهر می‌داند...

در پایان از خدای منّان درخواست می‌کنم که توفیق همگان را در نشر معارف قرآنی مستدام بدارد. 

والسلام علیکم و على عباد الله الصّالحین و سلام بر امام مصلحان «عجل الله تعالى فرجه الشریف» اقلّ خدمة الامام المهدى علیه السّلام

محمّد صادقى تهرانی

_______________________________________

1: پی نوشت دوستان علاقه مند می توانند متن کامل این مصاحبه را با لینک زیر مشاهده کنند.

«گویایی احکام – پویایی موضوعات» مصاحبه ای فقهی حقوقی با آیت الله العظمی صادقی تهرانی