بسمه تعالی
عکس: جنازه‌ی مرحوم علامه طباطبائی- بالا سر جنازه: مرحوم صادقی تهرانی، حسن زاده آملی، مرحوم توسلی، جوادی آملی

عکس: جنازه‌ی مرحوم علامه طباطبائی- بالا سر جنازه: مرحوم صادقی تهرانی، حسن زاده آملی، مرحوم توسلی، جوادی آملی


اما واقعا چه شد که این عالمان و شاگردان علامه طباطبائی که در این عکس با هم نشسته اند و هر کدام دارای نبوغ و استعداد و اخلاقیات بسیار هستند، همگی بعد از انقلاب اسلامی در تمام کتب از آن ها یاد شد و بسیار مشهور و معروف شدند به جز شاگرد بزرگ و تبعید کشیده در راه انقلاب و نویسنده ی تفسیر الفرقان که نور دیده علامه طباطبائی بود؟  البته به جز چند روزی در اوایل انقلاب و سپس حذف ایشان از تاریخ انقلاب و از حوزه‌های علمیه! واقعا چرا؟ چرا بعد از توهین ها و آزار و اذیت های فراوان به آیت الله صادقی تهرانی، این عالمان که سال‌ها هم مباحثه و دوست و رفیق آیت الله صادقی بودند سکوت کردند؟ کسانی که بعد از بازگشت ایشان از فرار 17 ساله از ژیم شاهنشاهی، به ایشان گفتند: شما نه تنها از لحاظ علمی از ما عقب نیافتاده اید بلکه از ما هم جلو زده‌اید!

این سوالات را باید صاحبان عقل و هوش و منصفان از خود بپرسند و دنبال پاسخ روند!

به قول یکی از دوستان:

او (علامه صادقی تهرانی) همان شخصیت صادقی بود که با کتاب خدا صادقانه همراه بود و همین همراهی به مظلومیتش انجامید، ولی او از احدی خشیّت نداشت، جز خدا؛ چرا که ترس و طمع را از بیت دل خویش بیرون کرده بود و این واقعیت عینی را هرگز از صفحات تاریخ نمی­توان زدود که وی پس از بازگشت از هجرت «هفده ساله­اش برای پی­ریزی انقلاب اسلامی»؛ بیش از سی سال در این کشور زیست ولی حتی برای یک بار هم تفسیر قرآن او از تلویزیون پخش نشد!؟ با اینکه مرحوم علامه‌­ی طباطبائی «قدّس سرّه» در متنی مکتوب در تعریف از تفسیر ایشان، فرموده بود:  «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه­ی افتخار ماست».