بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام خدای رحمتگر بر همگان رحمتگر بر ویژگان
آموزگاران و شاگردان، و پرسش‌هایی از فقیه مصلح قرآنی آیة الله العظمی صادقی تهرانی: 57 سوال
 57 سوال آموزگاران و شاگردان، و پرسش‌هایی از فقیه مصلح قرآنی

پرسش‌ها و پاسخ‌های زیر حاوی بسیاری از مطالب مورد نیاز امروزی و شبهات معمول جامعه و بیان‌گر عناوینی از مبانی اقتصادی، اجتماعی و فقهی قرآنی و حتی روش ابطال علوم غریبه! است که مطالعه‌ی آن را به همه‌ی افراد توصیه می‌کنیم.
 برای مطالعه تمام این پرسش و پاسخ‌ها فایل پی دی اف تمام سوالات و جواب‌ها را می‌توانید در دو ویرایش دریافت نمایید:


 بسم الله الرّحمن الرّحیم

مرجع عظیم الشأن حضرت آیة‌الله العظمی صادقی تهرانی (دامت توفیقاته)
ضمن عرض سلام  و تحیات الهی

در روزگاری که از هر سو دشمنان اسلام، نسل جوان مسلمان  و به خصوص نسل نوجوان و جوان ایرانی را مورد هدف خود قرار داده و از طریق تهاجم فرهنگی و شبهه افکنی سعی در گمراه نمودن آینده سازان این مرز و بوم دارند از محضر شریف آن مرجع عظیم الشأن و آیت الهی تقاضامندم به پرسش‌های زیر که نود درصد آنها توسط دانش‌آموزان مقطع متوسطه، و ده درصد توسط اینجانب و همکاران فرهنگی طرح شده‌است پاسخ روشن بدهید.
البته بنده‌ی حقیر در حد بضاعت علمی خود به مقداری از آن سؤالات پاسخ داده‌ام، ولی لازم دیدم که از طرف حضرتعالی یا دفتر معظم‌له پاسخ محکم و مستندی داشته‌باشم که روی تابلوی  اعلانات دبیرستانها و مراکز پیش‌دانشگاهی نصب‌شود و دانش‌آموزان و همکاران پاسخ پرسش‌های خود را دریافت دارند.
بازهم یادآور می شویم كه پاسخ به سؤالات فوق برای اینجانب و سایر همكاران و بویژه دانش آموزان بسیار ضروری است.
خداوندِ بنده ‌نواز حضرتعالی را برای حفظ اسلام و قرآن و راهنمایی کسانی چون حقیر و نوجوانان و جوانان این مرز و بوم، سالم و سلامت و مؤید و منصور بدارد.

إن شاء الله
کمترین بنده‌ی خدا -  گ.ن
29/11/1382

سؤال1ـ آیا  قیامت كه در قرآن كریم وعده آن را داده اند كل هستی را  در بر می گیرد (یعنی 400 میلیارد كهكشان). اگر آری ، پس موجودات سایر كرات نیز همراه انسانهای زمین قیامتشان بر پا می شود، یا اینكه ممكن است این قیامت مخصوص منظومه شمسی ، یا فقط مخصوص میلیونها كرات راه شیری  باشد ؟! 
بسم الله الرّحمن الرّحیم
جواب سؤال 1: قیامت پس از برزخ كلاً جهان شمول است و تمامی هستی چه زمینی و چه آسمانی را در بردارد و كل مكلفان اعم از انسان‌های زمینی یا آسمانی و فرشتگان و جنّیان مورد حساب خواهند بود، حتی حیوانات به اندازه‌ شعورشان مورد حساب خواهند بود و این‌ها بر مبنای آیاتی از قرآن است. مثلاً:
«السّموات مطویات بیمینه» (زمر/67)  كه شامل تمامی آسمانها و زمینها می باشد، یا «إذا السّماء انفطرت» (انفطار/1) - «إذا الارض مدّت والقت ما فیها و تخلّت» (انشقاق/4). و آیاتی دیگر كه قیامت را شامل كل هستی می‌داند.

2ـ اگر در پذیرش دین اسلام آزاد و مختار هستیم پس چرا در انجام فرایض (عبادات عملی) آزاد و مختار نیستیم . آیا این خود نوعی جبر نیست در حالیكه در دیگر ادیان چنین نیست. 
ج2- در صورتی جبر بر اعمال صحت دارد که اعتقاد اسلامی بر عدم جبر دلیلی روشن و قاطع نداشته باشد و حال آن كه پذیرش درست اسلام، التزام به اعمالی را به دنبال دارد و این گرچه جبری صوری به نظر می‌رسد ولی واقعاً جبر نیست كه در حقیقت التزام به اعمالی است كه اسلام آن‌ها را واجب یا حرام دانسته. و آیه‌ی شریفه‌ی «لا اكراه فی الدّین، قد تبین الرّشد من الغی» (بقره/256) اكراه در دین را نفی كرده زیرا برای پویندگان دین، راه از بیراهه جدا شده، پس اكراه در عقیده‌ی دینی نیست ولی به دنبال اعتقاد دینی باید به لوازم مثبت و منفی آن پایبند باشند و این در مورد تمام عقاید صدق می‌كند.

3ـ منظور امام صادق (علیه‌السلام) در این روایت كه می فرماید : قبل از پدر و مادر شما انسانها (آدم و حوا) آدم وحواهای دیگری بوده اند چیست ؟ اگر چنین روایتی صحت داشته باشد آیا قیامت آن آدم و حواها بر پاشده است یا خیر ؟ و یا آدم و حوا و نوح و ابراهیم (علیهم‌السّلام) زمین ، در كرات دیگر نیز بوده اند . و آیا كتب آسمانی  چون : تورات و انجیل و قرآن بر آنها نازل شده است ؟ و آیا امامان ما  امامان آنها نیز بوده اند ؟ 
ج3- منظور این است كه پیش از نسل فعلی نسل‌های دیگر در گذشته بوده‌اند كه قرآن می‌فرماید:«اذقال ربك للملائكة انی جاعل فی الارض خلیفة…» (بقره/30) كه این خلافت جانشینی نسل انسان است از انسان‌های گذشته و از نظر قرآن، دلیل بر قیامت انسان‌های گذشته نداریم، فلذا نه نفی می‌كنیم و نه اثبات.
اشخاصی مانند آدم و پیامبرانی دیگر(علیهم السلام) صرفاً پیامبران زمین خودشان نبوده‌اند بلكه بر حسَب آیاتی، شرایع زمینی مشتمل بر كل مكلفان زمین و آسمان نیز هست، پیامبران زمینی و امامان معصوم بعد از ایشان در هر زمان نسبت به كل مكلفان در آن زمان خاص پیامبر و امام بوده‌اند و فاصله‌ی مكانی هم منافاتی با تكلیف آن‌ها ندارد چنان كه در روی زمین هم فاصله‌ی مكانی با رسولان موجب فاصله‌ی تكلیفی نیست.
و اما چگونه كتب ادیان زمینی به آسمانیان رسیده؟ پاسخ این است كه چون وحی بر غیر پیامبران نازل نمی‌گردد. لذا نوّابی كه جانشینان امامان و پیامبران زمینی هستند مورد الهام وحی‌های پیامبران می‌باشند، چگونه و چه اندازه؟ برای ما مجهول است و اكنون هم كه یازده امام معصوم بعد از پیامبر آخرین، رحلت كرده‌اند، استمرار وجودیشان در استمرار رسالت و امامت می‌باشد و نه خود اشخاص؛ كه در زمان غیبت و رحلت آن بزرگواران، شرعمدارانِ غیر معصوم در زمین، حجج ربانی، پس از كتاب‌های زمینی می‌باشند و برای مكلّفان آسمانی نیز همین گونه است.

4ـ شیعه می گوید پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) امام علی (علیه‌السلام) را در روز عید غدیر به جانشینی انتصاب نمود ، نیز می گوید در آن روز 120 هزار نفر حضور داشته اند . اهل سنت می پرسد پس چرا از این دهها هزار شاهد فقط چند صد  نفر به این سخن پیامبر شهادت دادند . یكی از اشكالات اهل سنت كه اكثریت جمعیت گنبد را تشكیل می دهند به جعلی بودن این داستان و افسانه بودن این مسئله است . اهل سنت می گوید چرا آن 120 هزار نفر در روز انتخاب جانشین پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جز همان عدد یاد شده به جانشینی ابوبكر، كسانی دیگر اعتراض نكردند ؟! 
ج4- آیات و روایاتی متواتر حتی در بین اهل سنت دو اصل را قطعاً‌ اثبات می‌كند:
الف- اصل اجتماع مردم در غدیر خم
ب- جمله‌ای مورد اتفاق كه در خطبه‌ای كه پیامبر در آن اجتماع خواندند كه حضرتش فرمود:« ألَستُ أولی بكم من أنفسكم؟ قالوا بلی قال فمن كنت مولاه فهذا علی مولاه …»
برادران سنی كه این سخن را قبول دارند، گروهی از علمایشان آن را این طور معنا می‌كنندكه :« هركس من دوست او بوده‌ام پس این علی هم دوست اوست » ولی پاسخ ما در برابر این قرائت نابسامان است كه جمله‌ی «الست اولی بكم من انفسكم…» نه تنها ولایت به معنای دوستی را اثبات می‌كند بلكه اولویت حضرتش بر كل مؤمنین را اثبات كرده و بنابر این تفریع بَعدی « فمن كنت مولاه …» همان اولویت بر كل مؤمنان را پس از حضرتش ثابت كرده و گذشته از جریان غدیر در آیه‌ی اکمال دین و تبلیغ، این اولویت را برای حضرتش ثابت می‌كند. آیاتی دیگر از جمله آیه‌ی32 سوره‌ی فاطر: « ثم اورثنا الكتاب الّذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابقٌ بالخیراتِ باذن الله ذالك هو الفضل الكبیر».
این آیه پس از آیه قبلی «والّذ ی اوحینا إلیك من الكتاب هو الحق مصدقاً لما بین یدیه إن الله بعباده لخبیر بصیر» وراثت ویژه‌ی قرآن را بر عهده‌ی گروهی خاص نهاده و از آنجا که این عمل را خدای متعال انجام داده، که او « بعباده لخبیر بصیر» است؛ پس این وارثان کسانی هستند که شایستگی این وراثت را دارند. و اگر این وارثان از محور قرآن عدول داشته‌باشند چگونه شایستگی وراثت آنرا دارند؟ که این وراثت بُعد عصمت قرآن را هم شامل است. لذا این بزرگواران ذره‌ای از قرآن عدول ندارند و بنابرین در بُعد عصمت همچون قرآن معصومند که ادامه‌ی آیه این موضوع را کاملا تصریح می‌کند.
در ادامه‌ی آیه خدای متعال آنها را با توصیفی دوگانه بر کلّ معصومان تاریخ غیر از رسول خدا برتری داده .
اول: «الّذین اصطفینا من عبادنا...» كه "اصطفی" در كل قرآن گزینشی ربانی است یعنی آنچه نزد خدا انتخاب ‌شده بر ادیان یا بندگانی که عمل انتخاب در بین آنها صورت گرفته برتری دارد. مانند :«ان الله اصطفی لكم الدّین…»(بقره/132). و در اینجا «اصطفی» در بین «عبادنا» صورت گرفته، پس این بزرگواران بر همه‌ی عباد خدا از زمان آدم (علیه‌السلام)  تا قیامت کبرا که همه‌ی پیامبران و معصومین پیشین - غیر از پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) - را شامل می‌شود، در نزد خدا برتری دارند. و باز لازمه‌ی این برتری عصمت است، عصمتی برتر و والاتر از عصمت همه‌ی آنها.
دوم: خداوند در ادامه‌ی این آیه ملاک انتخاب را تبیین کرده و «عبادنا» را به سه دسته تقسیم نموده‌اند:
1- «فمنهم ظالم لنفسه» كه شخص ظالم هرگز شایستگی انتخاب شدنِ معصومانه را ندارد.
2- «و منهم مقتصد» كه منظور عادلانند. باز عادلان منهای عصمت شایسته‌ی این انتخاب نیستند.
3- «و منهم سابق بالخیرات» كه الخیرات کلّ خیرات در تاریخ تکلیف است که این بزرگواران معصوم پس از رسول گرامی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در کلّ خیرات بر دیگران حتی معصومان پیشین چون حضرت نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم‌السلام) سبقت گرفته‌اند لذا آنان معصومند و عصمتشان برتر و والاتر از عصمت همه‌ی آنهاست.
تا اینجا معلوم می‌شود که بعد از پیامبر گرامی اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) کسانی هستند که اولاً معصومند . ثانیاً بر همه‌ی انبیا و اولیای پیشین و پسین برتری دارند و ثالثاً کتاب خدا (قرآن) را به ارث می‌برند که لازمه‌ی این وراثت آن است که خود اولین عاملان به آن و حجتی بر دیگران باشند.
حال این معصومان و این وارثان و حجتهای بعد از نبی مکرم اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) چه کسانی هستند؟ 
اگر اینان خلفای سه‌گانه‌اند؛ نه خود آنها ادعای عصمت داشتند و نه علمای سنّی آنان را معصوم می‌دانند و همین علما تصریح کرده‌اند که خلفای سه‌گانه هر کدام اعمالی بر خلاف شریعت انجام داده‌اند.
و یا اگر اینان ائمه‌ی اربعه‌ی فقه سنّی‌اند که باز آنها هم مانند خلفای سه‌گانه‌ اختلاف و اشتباه دارند.
حال که در میان اهل سنّت چنین کسانی نیستند، آیا در بین شیعیان هم نیستند؟ این معاذ‌الله نسبت دروغ دادن به آیه‌ی مبارکه است.بنابرین این افراد همان خاندان معصوم پیامبرند که در غدیر خم و حدیث ثِقلَین یک یک با نامهای مبارکشان معرفی شده‌اند.
یعنی همان دوازده نور پاك به اضافه‌ی صدّیقه‌ی طاهره (علیهاالسّلام)؛  و این آیه دیگر به حدیث نیازی ندارد.
و در پاسخ این كه چرا از آن جمعیت كثیر تعداد اندكی تشیع را پذیرفتند؟ باید گفت كه: گروهی منافق و گروهی هم سست ایمان یا قاصر بودند كه از عدالت رسول گرامی خسته شده بودند از این رو پذیرش خلافت علی (علیه‌السلام) برایشان مشكل بود و یك نكتهی تاریخی هم هست و آن این كه همیشه در طول تاریخ، اكثریت با منحرفان بودهاست.
اعتراض بر ابوبكر نخست از شخص امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) شروع شد چنان كه در خطبه‌ی شقشقیه و مانند آن منصوص است و نیز بزرگمردانی دیگر مثل سلمان، ابوذر، مقداد و … بر این انتخاب و انتخاب‌های بعدی اعتراض كردند اما اگر فرض كنیم كه هیچ كس هم اعتراض نكرد! آیا نص كتاب و سنت كه خلافت معصومان را تثبیت كرده، كافی نیست؟!
و در پایان باید گفت آیا این فضل كبیر «ذالك هوالفضل الكبیر» برای غیر معصومان شایسته است، آن هم با آن همه اختلافات و انحرافات موجود؟ حال آن كه كبیر عندالله از هر بزرگی بزرگ‌تر است بنابر این وارثان قرآن پس از رسول گرامی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در طول تاریخ از هر بزرگی بس بزرگ‌ترند.
5ـ مگر قرآن نمی فرماید : «لا اكراه فی الدین» ( در دین اجباری نیست) پس چرا حكم مسلمان زاده ای كه به دین مسیحیت یا یهودیت در آمده و به نظر خودش دین درستی هم هست (چون تحقیق كرده) خونش مباح و اعدام اعلام شده است . اصلا شاید او دوست نداشته باشد كه مسلمان باشد مگر زور است . مگر نمی گویند اصول دین در اسلام تحقیقی است . كسی که قبل از سن بلوغ فكری از والدین خود تبعیت میكرده و  مسلمان بوده ولی اكنون می خواهد اصول دین را آگاهانه بپذیرد ، و اكنون به نظر او دین برتر، مسیحیت یا یهودی و زرتشتی است ؛ هیچ توطئه ای هم علیه اسلام نمی كند فقط به نظر او یكی از ادیان فوق الذكر صحیح است. حکم مواجهه با چنین شخصی چیست؟ لطفا در این مورد توضیح دهید.
ج5- اصل «لااكراه فی الدّین» بر مبنای «قد تبین الرّشد من الغی» بر این اساس استوار است كه چون راه از بیراهه تبیین گشته لذا نه اكراهی بر پذیرفتن راه است و نه بیراه. آری كسانی كه راه را شناخته‌اند و از روی علم به صحت راه، به بیراهه می‌روند، اینها گنهكارند ولی چنانچه از روی قصور یا تقصیری بدون عناد باشد اكراهی بر قبول راه راست كه هنوز آنرا نشناخته‌اند نیست. مثلأ  آیاتی مانند: «ان الّذین امنوا و الّذین هادوا و النّصاری و الصّابئین من آمن بالله و الیوم الاخر فلهم اجرهم عند ربّهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»(بقره/62) یهودیان، نصرانیان و صابِئیان (التقاطیان) را پس از مؤمنان در صورت عدم عناد، اهل نجات می‌داند. ولی معاندان مانند سلمان رشدی، گرچه در ظاهر هم مسلمان باشند اهل نجات نیستند.
آری كسانی كه مبانی دینی را تصدیق دارند بایستی بر اساس همان مبانی به لوازم دین نیز ملتزم باشند و اما فرزندانی از مسلمین كه بدون آگاهی و تصدیق اسلام با تماس‌هایی با کفّار، غیر اسلام را انتخاب كنند، این‌ها هنوز مسلمان نشده‌اند تا كفرشان ارتداد باشد از این بالاتر حتی مرتدان معاند اسلام، مادامی كه ارتدادشان زیان عقیدتی برای دیگران نداشتهباشد محكوم به اعدام نیستند ولی در صورت فتنه و زیان رسانی طبق آیاتی مانند «والفتنةُ اكبر من القتل»(بقره/217) جانشان هدر است.
در اینجا ممکن است بعضی افراد با استناد به آیه‌ی مبارکه‌ی «و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین»(آل عمران/85) این شبهه را مطرح کنند که دینی جز اسلام خاتم النبیین نزد خدا پذیرفته نیست! حال آنکه "الاسلام" در این آیه‌ی مبارکه با «ال» (الف و لامِ) جنس، اطلاق دارد و هیچ قیدی برای اسلام خاتم ندارد پس به معنای کلّ حالات تسلیم در برابر خدای سبحان با درجاتش می‌باشد البته آیاتی مانند «حنیفاً مسلماَ»(آل‌عمران/67) درباره‌ی اسلام حضرت ابراهیم(علیه السلام) مبَیِّن این آیه است. و همچنین آیاتی دیگر، حضرت اسماعیل، اسحاق، یعقوب، اَسباط، موسی، عیسی، سلیمان و کلّ پیامبران (علیهم السلام) و حواریون و ملکه‌ی سبا(بلقیس) را مسلمان برشمرده‌ است که تبیینی دیگر بر اطلاق "الاسلام" در آیه‌ی مبارکه بر کلّ درجات تسلیم در برابر خدای متعال است. 

6ـ آیا تمام احادیث كتاب حِلیةالمتقین صحیح است ؟ چرا كه بعضی احادیث مندرج در آن با عقل و قوانین مسلم علوم تجربی (نه فرضیه) منطبق نیست بلكه بعضا خلاف آن است.
ج6- هرگز، زیرا چنان كه فرمودید حاوی مطالبی برخلاف عقل و علم مطلق و كتاب و سنت قطعیه است.

ادامه سوال و جواب‌ها در فایل PDF: