بسم الله الرحمن الرحیم

تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد
نکاتی درباره شفاعت صحیح در سخنان ایت الله صادقی تهرانی و در ادامه انتقاداتی به حوزه علمیه


توصیه می کنم فایل صوتی را که در پایان متن قرار داده می شود گوش دهید و اگر نخواستید متن آن را بخوانید
انتقاداتی که ارائه می‌شود شما را به افراط و تفریط نکشد بلکه جان مطلب را دریابید و به یاد داشته باشید که شفاعت مطلبی بسیار حق و مورد تاکید می باشد که شامل افراد بسیاری می شود اما بسیاری از تعاریف و مطالبی که درباره آن ارائه شده غیر قرآنی و غیر اسلامی هستند؛ و اگر سوالی برایتان پیش آمد بپرسید.


...(در) این سفری که هستیم (منظور سفر زندگی دنیویست)، وقتش هم خیلی کمه: در کودکی کودکیم، در پیری که پیریم، در وسط که چه! آن وقت هایی که داریم برای «ما قدّمت ایدیهم» بفرستیم برای آن جایی که خواهیم رفت و (آن جا) بسیار مُمتَد است، قرض نیست، چه نیست... «یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿۸۹﴾ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۹۰﴾ وَبُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغَاوِینَ ﴿۹۱﴾»...
ما به چه اعتماد داریم؟ به شفاعت؟ شفاعتی که روضه خوان ها برای ما درست کرده اند؟ که «یک قطره اشک بریزید (و) تمام گناهان گذشته و فعلیه و آینده به اندازه ستارگان و به اندازه برگ درختان و به اندازه قطرات دریاها (بخشیده می شود)»؟ این مزخرفات چیه می‌گویید برای مردم؟ مردم را به گناه وادار می‌کنید، فلان کس که قمار بازه، زنا کاره، لاته، الواته و چیه، میگه «خب مانعی نداره، ما فقط عاشورا گریه می کنیم، بسه، کافیه» و (این) شفاعت شبیه شفاعتیست که برای مسیحیان هست که این هم دنباله‌ی آن هست، یک شفاعت این‌جوری! شفاعتی که بر خلاف عدل است، بر خلاف عقل است، بر خلاف فضل است، بر خلاف نزول شریعت است، شریعت نیامده است که شما آن مقدار دعا بکنید –توی مفاتیح هست- آن مقدار دعا (بکن و گناهانت) تمام شد دیگه! (البته منظور این است که از بین رفتن گناهان با برداشت های کنونی ما که هر گناهی برای هر کسی با چند دعا از بین برود! صحیح نیست، نه این که تمام ادعیه این چنینیِ مفاتیح اشتباه باشند) اگر به اندازه تمام ذرات عالم گناه کردی خدا می‌بخشد؟ نفهمیدیم، این چه دینیه آخر؟ بی دینی که بهتر از اینست! بی دینی هم می‌داند دو دوتا چهارتاست، سه سه‌تا نُه تاست (ولی) این نه، حساب ندارد.

(آیا در آخرت برای ما) اعتماد به شفاعت است؟ چه شفاعتی؟ «...لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى...» (...و جز برای کسی‌که (او) رضایت داد شفاعت نمی‌کنند... سوره انبیاء 28). در حدیث رضوی دارد، امام رضا که حقا ناظر است به قرآن می‌فرماید «من سائته سیئته و حسَّنَته (سرته) حسنتُه» (ادامه حدیث: فهو مؤمن فمن لم یندم علی ذنب یرتکبه فلیس بمؤمن و لم تجب له الشفاعة و کان ظالما، و الله تعالی ذکره یقول: «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع» ترجمه: کسى که کار خوب و نیکش او را مسرور و خوشحال ساخته و کار بد و زشتش او را ناراحت مى‏کند، مؤمن است. پس کسى که بر گناهى که مرتکب شده پشیمان نباشد، مؤمن نیست و شفاعت براى او واجب نخواهد بود و او ظلم کننده [ به خویش‏] است، و خداوند که یادش متعالى باد [ در قرآن‏] مى‏فرماید: «براى ستمگران نه یارى است و نه شفاعت‏گرى که مورد اطاعت باشد» سوره غافر آیه 18.) اینه. هم شافع باید مرضی عند الله باشد و هم مشفَّع مَرضی عند الله باشد، هم کارِ (انجام گرفته) قابل شفاعت باشد؛ کسی که جنس هزار تومنی بخواهد بخرد با یک قِران که نمی‌تواند بخرد! بله، نهصد تومنی را صد تومن شفاعت (می کنند)، (باید) تا مقداری راه آمده باشد بعد دستش را بگیرند بکشد (و ببرند).
«من سائته سیئتُه و حسَّنَته حسنتُه» اگر کسی کار بدی کرد (و) بدش نیامد، شفاعت (در مورد او دیگر) چیست؟ معلوم هست از «بَد» بدش نمیاد. اگر کسی کار خوب کرد و خوشش نیامد، این (شخص) باز هم برایش خوب و بد یکسانه.

خب پس کسی که در قلبش مومن است (شفاعت می شود) و لذا «انما الدخرتُ شفاعتی لأهل الکبائر من أُمتی» (من شفاعت خود را برای مرتکبان کبیره از امت خود ذخیره کرده ام)، (گناهانِ) صغائر که «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ» (...اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری گزینید، گناهان کوچکتان را از شما می‌زداییم‌...) (که این آیه) برای اینست که (کبائر) تکرار نشود. کبائر! مومن اگر پایش لغزید، کبیره‌ای انجام داد: توبه هست، شفاعت هست، مغفرت هست، چه هست... و لذا در باب (و مبحث) تخلفات (و گناهان) اقرار (به گناه) حرام است، اقرار حرام است تا چه برسد به اقراراندن! (مجبور به اقرار کردن کسی)؛

کسی از دیوار (خانه) دیگری بالا رفته و دیدند که دارد کاری می کند یا کاری (این جا منظور زنا) نمی کند و نزدیک هست (از این کار ها بکند!) و از این حرف ها، (حالا چون دیده اند که کاری می کند یا نزدیک هست که کاری کند) ببرند شلاقش بزنند! نخیر، خودِ اقرار (به گناه) هم حرام است تا چه برسد به مجبور به اقرار کردن. به نص آیات مبارکات سوره‌ی نور « لَوْلَا جَاءُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ  ۚ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِکَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ»، کسی که (می گوید) فلان کس چنین کرده (آیه) به او می گوید چرا چهار شاهد نیاوردی؟ نگفت چرا چهار شاهد نیاوردی و اقرار نکرد! «لَوْلَا جَاءُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ  ۚ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِکَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ»، «وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا» (و هیچ‌گاه شهادتی از آنها -کسانی که چهار گواه بر زنا نیاورند- نپذیرید). این آدم (که شهادت به زنا داده بدون آوردن چهار شاهد) این آدم حاکم شرع هم باشد باید درازش کنید شلاقش بزنند: (مثلا) سه نفر حاکم شرع (زنایی) دیده اند (که آن سه نفر هم) عادل و مجتهد (هستند)، حق ندارند (تا وقتی چهار نفر نشده اند) جای دیگر بگویند تا چه رسد بردارند (شلاق بزنند!)...

خیلی وضع ما خرابه، از نظر علمی خرابه، اخلاقی خرابه، معرفتی خرابه، عملی خرابه، حوزه ای خرابه، روضه ای! خرابه، منبری خرابه، مرجعیت های ما خرابه. مرجعیت ها و وعظ‌های ما که بر مبنای کتاب الله در اصل نباشد، این کجایش می تواند آباد باشد؟ کسانی که فاصله‌ی از کتاب الله دارند، چطور این‌ها می توانند آباد باشند یا آباد کنند؟
بعضی از برادران که (در جلسه) تشریف دارند، می فرمودند که «افغانستانی که کمونیست شده (بوده)، الآن آماده است برای مسلمان شدن ولی فکرش کمونیستی هست!» گفتم «مگر علماء اون‌جا تشریف ندارند؟» فرمودند که «والا از علماء فرار می‌کنند! چون علماء، آخوندها، شیخ و سیدها مطالبی را به این‌ها می‌گویند که با فطرت‌شان، با عقل‌شان جور در نمیاد! (نتیجتا از علماء) فرار می‌کنند (و) لا مذهب‌تر می‌شوند!».
پس کسانی باید باشند که با فطرت های مردم با عقل های مردم با دریافت های صحیحِ مردم... این آدمی که الآن (از افکار الهی و غیر الهی) خالی هست، خالیه نه مسلمانه نه کمونیسته، این حالا خالیه فعلا، حکومت هم حکومت ظاهرا اسلامیست! باید کسانی باشند که با این ها برخورد صحیح کنند؛ نه بر مبنای «یضربتُنَّ»! نه بر مبنای «(آیا) گُربه بلد هست که واجب واجبست یا نه!»، این حرف هایی که ما داریم این جا (مشهور حوزه های علمیه) می خوانیم به درد مردم نمی خوره به ضرر مردم هست، مردم را دور میکند از خدا، از اسلام مردم را دور می کند، فقط یک مشت تشکیکات هست و «إن قُلتُ قُلتُ» ها هست که در فقه اش هم به جایی نرسیده –در کتاب «فقه گویا» هم هست مطالعه می فرمایید (نوشته آیت الله صادقی تهرانی)-.

اگر استعمار –این ها همه اش اخلاقه منتهی اخلاق علمی است- اگر استعمار و تبشیرات مسیحیِ ضد اسلام عقلش برسد –و از این‌جا صداش نرود آن‌جا (یعنی این حرف را انتشار ندهید)- اگر عقلش برسد بهترین وسیله برای کوبیدن اسلام همین مسائل فقهیست که احیانا در سرتاسر فقه (پخش شده) –(حالا) ما سی مسئله (در فقه گویا) عنوان کردیم-. (مسائلی) بر خلاف عقل، بر خلاف حس، بر خلاف وجدان، بر خلاف ادب، بر خلاف ریاضیات... همه‌ی این‌ها را نشان بدهند و هیچ چیزی هم (کسانی) نگویند؟ بابا اینه! این خلاصه ایست از فقه اسلام که فتوا داده اند فقهای شیعه و سنی نوعا (که در نتیجه‌اش) مسلمان کافر میشه و کافر کافرتر می‌شود، مگر کسی که هنوز از نظر (از روی) تعبُّد (این فتاوا را قبول کرده)؛ (اما) تعبد بعد از دو دوتا شونزده تا؟ این که تحمُّق (حماقت) است تعبد نیست!

از مجموعه شماره سه آوای رسالت


دانلود  گزیده صوتی «شفاعت- انتقادات»
۳.۷۷ مگابایت


...سئل الإمام الحسن(علیه السّلام) عن الناس، این در مجلس امیرالمومنین(علیه السلام) بود، حضرت تشریف داشتند امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) بودند؛ عده‌ای بودند فواحد سئل الامام المیرالمومنین(علیه السلام) مَن هُم الناس؟ وجّه امیرالمومنین(علیه السلام) الخطاب الی الامام حسن(علیه السلام)، قال اجب یا حسن، قال أنا أتخجل من حضورک أن اجیب، قال لا بأس؛ قال «نحن الناس وشیعتنا اشباه الناس وسایر ناس نسناس». (کسی از امیرالمومنین پرسید «ناس» چه کسانی هستند؟ امیرالمومنین رو به حسن علیه السلام نمود و گفت «ای حسن پاسخ بده» فرمود «از حضورت خجالت می‌کشم که جواب دهم» امیر المومنین فرمودند «عیبی ندارد» امام حسن فرمودند «ما «الناس» هستیم و شیعیان ما «شبیهان الناس» هستند و سایر مردم «نسناس» هستند»)

«نحن الناس» یعنی انسان واقعی ما اهل بیت هستیم. «وشیعتنا»، این نه آن لفظی است که داریم، بلکه یعنی الذین یتابعوننا علمیاً عملیاً معرفیاً خلُقیاً... «وشیعتنا اشباه الناس» یعنی شبیه مردم، «وسایر الناس نسناس» سایر الناس لا ناس و لا اشباه الناس

گزیده شده از جلسه ۴۸ تفسیر موضوعی صوتی آیت الله صادقی
برای دانش بیشتر به لینک جلسه سر بزنید

لینک این مطلب در بلاگ «عهد الله»: http://ahdallah.blog.ir/1394/07/30/for-tasuaa-and-ashuraa-of-imam-hosein