مقاله ای که مشاهده می نمایید ، نوشته حجت الاسلام نورانی در پاسخ به جزوه ای است که عنوان آن در سایت  Aelaa.net قرار داده شده و با تیراژ بالایی هم پخش گردیده است. 

دانلود مقاله به صورت pdf

مقاله پاسخ به غالی (غلو کننده در مورد چیزی) از حجت الاسلام نورانی

«بسم الله والحمدللّٰه و الصّلاة علی رسول الله و علی آله أفضل خلق الله الی یوم لقاء الله»

امّا بعد بر اساس آیه­ی مبارکه­ی {وابتغوا الیه الوسیلة} به وسیله ­ی اهل بیت نبوّت  از خدای متعال درخواست می­کنم توفیق بندگی خالصانه را به بنده و همه­ی بندگانش عطا فرماید.

با دقت نظر ىر جزوه زیارت كامله ، که عنوان آن در سایت Aelaa.net موجود است معلوم می­شود  که آقای عبدالله علوی فاطمی، در جمع آن زیارت بر اساس نُسخ مصباح الزائر و مزار کبیر و بحارالانوار، تلاش نموده­اند امّا نکته­ی حائز اهمیت این است که صِرف جمع چند روایت یا بررسی سند روایت، فارغ از درایت در متن روایت، موجب صحّت آن روایت از دیدگاه کتاب و سنت نیست زیرا بر مبنای آیاتی از قرآن مبین و حدود چهل حدیث از معصومان ، همه­ی مؤمنان به وجوب کفایی، مأمور به عرضه­ی روایات بر قرآن شده­اند تا صحیح از ناصحیح شناخته شود. 

از جمله­ی آیات در این زمینه، آیه­ی مبارکه­ی: {و ما اختلفتم فیه من شیءٍ فحکمه إلی الله} (الشوریٰ/ 10) و از جمله­ی احادیث، حدیث مهمّ رسول الله در حجة الوداع در سرزمین «مُنیٰ» می­باشد که فرمود: «ایّها النّاس ما جاءکم عنّی فوافق کتاب الله فأنا قلته و ما جاءکم یخالف القرآن فلم أقله»<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]--> ای مردم؛ آنچه از – طرف- من، - برای- شما آمد که موافق کتاب خدا بود من آن را گفته­ام و آنچه [از احادیث] به شما رسید که مخالف قرآن بود من آنرا نگفته­ام.

و به فرموده­ی مولانا الامام امیرالمؤمنین علی «علیه ازکی صلوات المصلین»: «علیکم بالدرایات لا بالروایات»<!--[if !supportFootnotes]-->[2]<!--[endif]--> و نیز امام ابوالحسن الرضا  نقلاً عن الرسول الاکرم | فرموده­اند: «کونوا دراة و لا تکونوا رواة حدیث تعرفون فقهه خیرٌ من ألف تروونه»<!--[if !supportFootnotes]-->[3]<!--[endif]-->.

بنابراین ما به اَمرِ ثِقْلَین این جزوه را بر کتاب الله تعالی عرضه می­نماییم. و قبل از عرضه ؛ این نکته را متذکر می­شویم که با بررسی دقیق رجالی، برخی از روات زیارت «آل یٰس » توثیق نشده و برخی هم مجهولند و به اصطلاح فحول رجالیون، این روایت از نظر سند ضعیف است.

ولی راه بهتر را استاذنا الاعلم الاتقی آیة الله العظمی صادقی تهرانی «نوّر الله مضجعه» تأکید نموده­اند که: اگر روایتی، مخالف قرآن نباشد و صرفاً علمای امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضی روایی هم نداشته باشد متن آن را می­پذیریم.

 ابتدا در حاشیه­ی صفحه­ی اول جزوه فوق الذکر با خط کوفی به رنگ سبز که به زحمت خوانده می­شود درباره­ی مولای ما، ولی امر مسلمین جهان حضرت امام ابوالقاسم محمّد المهدی ، صفاتی نوشته شده که برخی از آنها بی­معنا و یا بی­تردید مخالف قرآن است. از باب مثال در حاشیه­ی صفحه­ی اول، این اوصاف به آن حضرت نسبت داده شده: 1. حق الله، 2. تجلی الذات، 3. ظهور الصفات، 4. منبعَ الافعال، 5. ربّ الارضین، 6. ملکوت السماوات، 7. مَن مِنه الوجود؛ و نیز در حاشیه­ی صفحه­ی دوم آمده: 8. کعبة الباطن، 9. باطن القبلة.

آنچه بی­معناست درباره­ی وجود مقدّس آن حضرت، عبارت است از: حق الله، کعبة الباطن و باطن القبلة! زیرا اثری از این تعابیر در کتاب و سنت دیده نمی­شود.

البته نکته­ی روشن در این گزاره است که اگر کسی درباره­ی ولایت امام معصوم × فرمان الهی را نپذیرد؛ «حق الله» که پذیرش امر الهی است بر ذمّه­ی اوست و چون قبول ولایت در او به مرحله­ی عمل نرسیده باید در برزخ و قیامت به خاطر نپذیرفتن این امر، پاسخگو باشد که در صورت عناد وی نسبت به ولایت معصوم حتماً او مشمول عذاب اخروی خواهد بود.

و برخی از آنچه در حاشیه­ی جزوه ادعا شده مانند «تجلی الذات» قطعاً درباره­ی ذات اقدس الهی محال است و ظهور الصفات بعضاً آن هم در جنبه­ی امکان ظهور صفت در مخلوق بإذن الله سبحانه درست است اما از جهت ظهور صفات خاص الهی مانند ازلیّت، قیومیّت، توحید احدیّت و واحدیّت و چندین صفت دیگر، بی‌تردید ادعا، بلکه تفوّه آن نسبت به مخلوق، باطل است.

ولی از جهت صفت خلق که صفت فعل است آن حضرت در محدوده­ای خاص، باذن الله، مظهر صفات فعلی حق سبحانه و تعالیٰ می­باشد مانند شفاء باذن الله تعالی که حضرت عیسی × نیز با مقامی پایین­تر از حضرت حجت مقارن با اراده­ی الهی آن را انجام می­داد.

و نیز صفت «منبعَ الأفعال» در انحصار خدای متعال است چون همه­ی افعال از اراده­ی حق تعالی ناشی است. در حقیقت هیچ فعل اختیاری یا غیر اختیاری از موجودات زنده­ی جهان صادر نمی­شود مگر آنکه تمام مقدّمات تکوینی آن فعل، از جانب خداست یعنی تا اراده­ی الهی نباشد اثری از فعل اختیاری مکلّف، بروز نمی­کند. منتها در گناه، اراده­ی تشریعی خدا بر آن تعلّق نمی­گیرد.

و همچنین وصف «ملکوت السماوات» درباره­ی آن حضرت صحیح نیست چون ملکوت (باطن) یا حقیقت هر مخلوقی، فقر ذاتی اوست.

البتّه درست است که پیامبر اکرم | فرموده­اند: «الفقرُ فخری»<!--[if !supportFootnotes]-->[4]<!--[endif]--> و رسول الله | اسوه­ی حضرت حجّت × می­باشند ولی ملکوت السماوات که حقیقت و باطن آسمانهاست و فقر محض است مربوط به تمام اجزاء آسمانهاست و حضرت مهدی ، افتقار ذاتی آسمانها نیستند.

و نیز نسبت «مَن مِنه الوجود» درباره­ی حضرت مهدی درست نیست چون وجود مخلوقات از اراده­ی الهی نشأت  می­گیرد کما قال الله سبحانه و تعالی: {هل من خالق غیر الله} (الفاطر/ 3)، {... ام جعلوا للّه شرکآء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کلّ شیءٍ ...} (الرعد/ 6)

و بالاخره نسبت دادن صفت «ربّ الارضین» به آن حضرت، مخالف با {رب العالمین} در سوره­ی حمد و آیات متعددی از قرآن است که رب السمٰوات و الارض را تنها خدای سبحان می­داند و بس. کما قال الله تعالی نقلاً عن موسی بن عمران فی القرآن: {ربّنا الّذی اعطیٰ کلّ شیءٍ خلقه ثمّ هدیٰ} (طه/ 50)

و همچنین یقول العلامة المجلسی & عن الفقیه بسنده الصحیح عن معروف عن احدهما یعنی ابا جعفر و أبا عبدالله ‘ قال: قل فی قنوت الوتر: «لا اله الا الله ...» الی ان قال «سبحان الله رب الارضین ...»<!--[if !supportFootnotes]-->[5]<!--[endif]--> ثم یقول کمثله فی [88/ 208]: و قل فی قنوتک بعد فراغک من القراءة قبل الرکوع: «اللّهم انت الله لا اله الا انت الحلیم الکریم لا اله الا انت العلی العظیم، سبحانک رب السموات السبع و رب الارضین السّبع ...».

البته در باب نفی غلوّ فی النبیّ | و الائمة و ادّعای ربوبیت معصومان از سوی غُلاة؛ بیش از 90 حدیث صحیح، صریحاً مخالفت رسول الله | و ائمه­ی اهل البیت با امثال این ادعاها را اعلام می­کند از آن جمله: فی بحارالانوار [25/ 286] ح 40- رجال الکَشی باسناده المُعَنعن عن أبان بن عثمان قال سمعت أباعبدالله یقول: «لعن الله عبدالله بن سبا انه ادعی الربوبیة فی امیرالمؤمنین، و کان والله امیرالمؤمنین عبداً للّه طائعاً الویل لمن کذب علینا و ان قوماً یقولون فینا ما لا نقوله فی انفسنا نبرأ الی الله منهم نبرأ الی الله منهم».

و اما در صفحه­ی سوم که متن جزوه از آنجا شروع می­شود این جمله درباره­ی حضرت مهدی ادّعا شده: «و لذا آگاهی و شناخت او به هر چیز، مانند سریان وجود در اجزای هر موجود است»!

جمله­ی مذکور برخلاف آیات ذیل است:

{إنّ الله عنده علم الساعة و یُنزّل الغیث و یعلم ما فی الارحام و ما تدری نفسٌ ماذا تکسب غداً و ما تدری نفسٌ بأی أرض تَموت إنّ الله علیمٌ خبیرٌ} (لقمان/ 34)؛

{و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر و ما مسّنی السّوء} (الاعراف/ 188)؛

{قال علمها عند ربّی فی کتاب لا یضلّ ربّی و لا یَنسی} (طه/ 52)؛

{یسئلک الناس عن الساعة قل انما علمها عندالله} (الاحزاب/ 63)؛

{قل لا اقول لکم عندی خزائن الله و لا اعلم الغیب} (الانعام/ 50)؛

{و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو} (الانعام/ 59)؛

{أنّ الله قد أحاط بکل شی علماً} (الطّلاق/ 12)؛ {و کان الله بکل شیء محیطاً} (النّساء/ 126)؛

{الا إنّه بکل شیءٍ محیط} (فصّلت/ 54).

البته خدای متعال به مقداری که صلاح می­داند بخشی خاص از علم غیب را در اختیار معصومان قرار         می­دهد چنانکه در آیه­ی 27 سورة الجنّ آمده است: {عالم الغیب فلا یُظهر علی غیبه أحداً * الا من ارتضی من رسول ...} . سپس تا هنگام شروع زیارت هم ایراداتی در جزوه وجود دارد که فعلاً به بررسی اصل زیارت از  صفحه­ی 40 به بعد می­پردازیم:

1. عبارت «أنتم خَزَنَتُه» اگر به معنای استغراق در نظر گرفته شود مخالف با آیه­ی 50 از سوره­ی انعام است که گذشت ولی اگر مقصود از آن، خَزَنه در محدوده­ی علم وحیانی و اثبات رسالت و امامت با معجزه باذن الله تعالی باشد صحیح است.

2. عبارت «انتم الاول و الآخر» فقط باید به معنای اوّل مقامی در خلائق و آخر زمانی در هُداة معصومِ الهی، اراده شود و در غیر این صورت مخالف است با آیه­ی {هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیءٍ علیم} (الحدید/ 3)

3. در ص 48 جمله­ی «والقضاء المثبت ما استأثرتْ به مشیّتکم» مخالف است با آیه­ی: {و ما تشائون الّا أن یشاء الله ربّ العالمین} (التکویر/ 29)

4. و سپس جمله­ی «و الممحوّ ما لا استأثرتْ به سنّتکم» مخالف است با آیه­ی {یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الکتاب} (الرّعد/ 39)

5. و نیز در ص 50 جمله­ی «اللهم إنّی اسئلک باسمک الذی خلقته من کلّک» صحیح نیست زیرا خدای متعال جزء ندارد تا کل داشته باشد {لیس کمثله شیء} (الشّوریٰ/ 11)

بنابراین در مجموع با درایت قرآنی، این نتیجه مشهود است که متأسّفانه نویسنده­ی جزوه از غُلاة می­باشد و بجز اشکالاتی که ذکر شد بقیه­ی متن زیارت، ظاهراً مخالفتی با کتاب الله تعالی ندارد. بلکه از مضامین اعلای عرفانی برخوردار است که برای تقرب الی الله، وسیله ای نیکوست. و در هر زمان که قلب، اقبال داشته باشد خواندن آن توصیه می­شود. 

البته اگر فرصتی بود کاملاً متن جزوه را بررسی می­نماییم. والسلام علی عبادالله الصالحین

پنج­شنبه: 8 ربیع الثانی/ 1433 هجری قمری

سالروز میلاد امام حسن عسکری علیه­السّلام

مطابق با 11/12/1390 هـ .ش. قم- محسن نورانی


<!--[if !supportFootnotes]-->
<!--[endif]-->

<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]-->. بحارالانوار: ج 2، باب 29، ح 39.

<!--[if !supportFootnotes]-->[2]<!--[endif]-->. بحارالانوار، ج 2، ص 160.

<!--[if !supportFootnotes]-->[3]<!--[endif]-->. مسند الامام الرّضا ج 1، باب العلم، ص 8.

<!--[if !supportFootnotes]-->[4]<!--[endif]-->. بحارالانوار، ج 69، ص 30.

<!--[if !supportFootnotes]-->[5]<!--[endif]-->. بحارالانوار: (الطبعة البیروتیة): (ج 84، ص 268)، ح 66.