بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

چرا قراءآت قرآن؟! (تنظیم دوباره)

مقاله رد قرائات قرآن : تحقیق و نتظیم از حجت الاسلام محسن نورانی

دانلود نسخه word

در این نوشتار درباره­ ی ضرورت طردِ فنون قراءآت در برابر یگانه قرائت مرسوم و فوق حدّ تواتر قرآن نزد مسلمانان بحث نموده و قول احسن تفسیری و فقهیِ فقیه مصلح قرآنی، آیة الله العظمی صادقی تهرانی را از تفسیر الفرقان تقریر می­کنیم زیرا به قول مکتوب صاحب تفسیر المیزان مرحوم علّامه­ی طباطبائی «قدّس سرّه»: «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه­ی افتخار ماست».

سخن ما با آن گروه از برادران و خواهران ایمانی است که در تلاشند قرآن را با الفاظی دیگر که در متن آن نیست، قرائت کنند!! (عموم جامعه علمی شیعه و سنی)

در حالی که قرآن می­فرماید: {انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون} (سوره حجر، آیه 9) در این آیه چنان که مشاهده می­شود، خدای تعالی با ده لفظ ذیل: {ان، نا، نحن، نزّل، نا، ان، نا، له، ل، حافظون} تأکید فرموده که قرآن را خودش حفظ خواهد نمود و در مورد هیچ یک از کتب آسمانی چنین تأکیدی را به کار نبرده است، بنابراین قرآن، همان گونه که به پیامبر اکرم  نازل شده بی­کم و کاست در دسترس همگان است، ما به نحوه حفظ آن کاری نداریم و بحث تاریخی هم نمی­کنیم، زیرا جز اتلاف عمر فایده­ی دیگری ندارد، تنها برای رفع اختلاف برخی از مسلمانان درباره­ی قرائت قرآن، با دقّت نظر و تدبّر بیشتری در قرآن، به آیه­ی 18 و 19 سوره­ی قیامت رجوع می­کنیم:

{إنّ علینا جمعه و قرآنه * فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} بی­تردید گردآوری قرآن و [شیوه­ی] خواندش، تنها بر [عهده­ی] ماست * پس هنگامی که آن را خواندیم، خواندنش را پیروی کن.

در اینجا بسیار واضح است که ضمیر {ه} در {قرأناه} فقط به یک قرائت تصریح می­کند نه به چندین قرائت، وگرنه، آیه این گونه نازل می­شد: «فاذا قرأناه بقراءآته المختلفة، فاتّبع قراءآته» پس با تأمّلی مختصر در آیه­ی {فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} به خوبی معنای ذیل از آن برداشت می­شود: «پس هنگامی که آن [قرائت واحد] را خواندیم [تو نیز] خواندنِ [واحد] آن را پیروی کن» نه این که: «از قرائات چندگانه پیروی کن»!

زیرا بجای {قرآنه}، هرگز واژه­ی «قَرائینه» یا «قراءآته»، نازل نشده. تا فرضاً مجاز باشیم که قرآن را بجای قرائت واحد، با قراءآتی دیگر بخوانیم!

بنابراین تا اینجا روشن شد که نحوه­ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و این قرائت واحد هم، قرائت از همین قرآن مرسوم در سطح جهان است که خدای متعال، نزول، قرائت و حفاظت آن را خود، عهده­دار شده و در دسترس مردم قرار داده است؛ نام اصلی این قرائت: «قرائت قرآن به روایت رسول الله | از خدای متعال» است، و اگرچه به نام «قرائت حفص از عاصم» مشهور شده، ولی محافظت قرآن از تحریف لفظی تنها با قدرت لایزال خدای سبحان تحقق یافته است.

حال اگر پرسیده شود: پس قراءآت دیگر چیست؟

ما با سخن پیامبر گرامی اسلام      | پاسخ می­دهیم زیرا بر اساس نقل متواتر شیعه و عامّه، آن حضرت به هنگام ایراد خطبه­ای در سرزمین مُنا، چنین فرمود: «ایّها النّاس ما جاءکم عنّی فوافق کتاب الله فأنا قلته و ما جاءکم یخالف القرآن فلم أقله»[1] ای مردم؛ آنچه از ـ طرفـ من، ـ برایـ شما آمد که موافق کتاب خدا بود من آن را گفته­ام و آنچه [از احادیث] به شما رسید که مخالف قرآن بود من آنرا نگفته­ام.

اکنون ما با عمل به فرمان فوق الذّکر قراءآت متفاوتی مانند: قرائت ابن عامر، ابن کثیر، ابوعمرو، حمزه، کسائی، نافع، خَلَف، یعقوب و ابوجعفر؛ و یا روایاتی که به جای {مالک}، خواندن «مَلِک» را در سوره­ی حمد جایز دانسته؛ همه را با قرآن محک زده و به آن عرضه می­داریم و چون با قرآن متواتر مرسوم، مخالف می­باشند، آن قراءآت را مردود می­دانیم.

و اگر گفته شود که: شما هم قرائت عاصم به روایت حفص را محور نفی یا اثبات روایات و قراءآت قرار داده­اید پاسخ می­دهیم که: 

اوّلاً قرائت عاصم، قرائت متواتر قرآنی از رسول گرامی اسلام است، ثانیاً این قرائت تنها مستند به روایت حفص نیست، بلکه عموم مسلمانان و حفّاظ قرآن در نقل سینه به سینه­ی آن تلاش کرده­اند و بالاتر از آن در اصل، بر حسب نقل فوق حد تواتر از سوی رسول الله  و ائمه­ی اهل البیت ، تصدیق شده است پس این قرائت متواتر قرآن، چه به کسی نسبت داده شود و یا هرگز منسوب به کسی نباشد به دلیل تواتر فوق تصوّر آن، همان قرائت یگانه­ی قرآن است.

ثالثاً: قرائتهای دیگر نه تنها میان خود اختلاف و تضادّ دارند بلکه حتی آیاتی از قرآن را با آیات دیگرش متناقض نشان می­دهند با این که در بین آیات قرآن هیچ اختلافی وجود ندارد بنابراین در قراءآت مختلف، علاوه بر اختلاف لفظی، تضادّ معنوی نیز هست و این خود، سر از تضادّ وحیانی قرآن، در می­آورد و آن را از حجّیت و قاطعیّت می­اندازد که از نظر آیاتی چند، بر خلاف صیانت کلّی ربّانی، نسبت به قرآن است.

تذکّر این نکته لازم است که اگر کتاب خدا، آن هم با یک قرائت، برای مکلّفان مجهول باشد و بر فرض محال، قرآن چندین قرائت متفاوت داشته باشد قاعده­ی «عرضه­ی روایات و اقوال بر قرآن» نیز مفهومی نخواهد داشت یعنی عرضه­ی روایات منقول از اهل بیت نبوّت     ^ و نیز عرضه­ی بقیه­ی اقوال بر «قرآن با قراءآت مختلف» به جهت اختلاف معنوی، بی­ثمر خواهد بود بنابراین عرضه­ی صحیح و نتیجه بخش روایات بر قرآن فقط عرضه­ی آنها بر یگانه قرائت مرسوم قرآن می­باشد که در میان میلیاردها مسلمان در طول تاریخ اسلام تا عصر حاضر وجود داشته و تا قیامت نیز همین قرائت واحد ـ با تأیید خدای سبحان ـ محفوظ خواهد بود و به اتفاق مسلمین هرگز تحریفی به عنوان زیاد شدن نقطه، لفظ و یا آیه­ای در آن راه نیافته و نخواهد یافت؛ بنابراین قطعاً روایات و قراءآت چندگانه­ی مذکور، کذب و تهمتی ناشایسته نسبت به رسولِ صادقِ اسلام است.

زیرا همانطور که اشاره کردیم قراءآت مختلف در بسیاری از موارد، تضادّ و تناقض در معنای آیات به وجود می­آورند، مثلاً آیا لفظ {مِن} در آیه­ی 24 سوره­ی مریم، موافق با «مَن» است؟! و یا معنای {لِاَهَبَ} در آیه­ی 19 همان سوره، مخالف با «لِیَهَبَ» نیست؟! مسلّم است که اینها در لفظ و معنا با یکدیگر فرق دارند و حتی چنانکه ملاحظه می­شود بعضی از قراءآت، تمسخر قرآن است؛ مانند اینکه به جای {جِئتِ شیئاً} در آیه­ی 27 سوره­ی مریم ـ معاذالله ـ می­گویند: «جیشیّاً» !؟ یا به جای {قالَ ربُّکِ} در آیه­ی 21 از این سوره ـ معاذالله ـ می­گویند: «قارَّبـُّک»!؟

واقعاً باید گریست بر این ظلمی که به قرآن می­شود، ببینید کار مسلمانان به کجا رسیده که به جای تدبّر در قرآن {أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوبٍ اقفالُها} (محمد، 24) بعضی اشخاص ناآگاهانه یا آگاهانه، با تشکیل جلساتی و خواندنِ الفاظی مختلف به جای الفاظِ اصلی آیات قرآن، عمر عزیز جوانان را تباه می­کنند و به اختلاف در متن و محور اسلام دامن می­زنند؛ در اینجاست که شکایت پیامبر      | از مسلمانان را به یاد می­آوریم:

{و قالَ الرّسولُ یا ربِّ انَّ قومی اتّخذوا هذا القرآنَ مهجوراً} (فرقان، 33)

آری! اکثریّت قوم پیامبر      | این قرآن را مهجور نموده و به جای تمسّک به معارف بیکران و احکام نورانی ­اش، تنها به قرائت آن و متأسفانه بعضی از آنان نیز به قراءآت مختلف جعلی، روی آورده، قلب پیامبر      | را آزرده­اند، که بی­تردید اذیت کردن رسول  الله | پیامد دردناکی دارد {... والّذین یؤذون رسول الله لهم عذابٌ ألیم} (توبه، 61)

نکته ­آخر اینکه چون پیش ازتحریر این مقاله، در بحث انتقادی قراءآت، این پیشنهاد در قالب سؤال مطرح شده بود که: آیا بهتر نیست ما هم فنون قراءآت دیگر را یاد بگیریم تا فضلی بر سُنّی­ها داشته باشیم؟

در جواب می­گوییم: آیا درست است که پیامبر اکرم      | مأمور به اتّباع از قرائت یگانه­ی قرآن باشد ولی ما به خاطر فضل بر عامّه، با عملکرد پیامبر      | مخالفت کنیم، که در آن صورت، کاری بر خلاف {ما انزل الله} انجام داده­ایم چون {ما انزل الله} در شیوه­ی قرائت قرآن {فاتّبع قرآنه} است نه «فاتّبع قراءآته المختلفة»!!

حال آنکه اگر کسی فقط یک مرتبه قرآن را خوانده باشد می­داند که خدای تعالی در آیات 44، 45 و 47 سوره­ی مائده، کسانی را که با دانستن {ما انزل الله} به آن حکم نکرده و سکوت اختیار کنند، کافر، ظالم و فاسق برشمرده است تا چه رسد به آنان که پس از آگاهی به {ما انزل الله} بر خلاف آن حکم کنند و چیز دیگری بگویند که در این صورت کافرتر و ظالمتر و فاسقتر خواهند بود.

به امید روزی که با اعتصام جمیع مسلمانان به معارف والای قرآن، وحدت حقیقی اسلامی به وقوع پیوندد و با قیام امام قائم «عجّل الله تعالی فرجه الشّریف» آرزوی دیرینه­ی اهل بیت رسالت ^ و پیروان راستین آنان برای احیای قرآن و اجرای احکامش تحقّق یابد. «أین المؤمّل لاحیاء الکتاب و حدوده»

والسّلام علی عبادالله الصّالحین

قم ـ محسن نورانی ـ رمضان المبارک 1419 هـ .ق 
مطابق با دی ماه 1377 هـ .ش


[1]. بحارالانوار: ج 2، باب 29، ح 39.