گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
قسمت پنجم
گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده

الهی: مهم نیست ، من هم در انتظار اعتراض بودم که با این برگشت، مجددا راه خود را به سوی خداپرستی با کمال دقت و بینایی بپویم. من به تصمیم خود تا آخر گفتار پایبندم که با همراهی تمامی حضّار محترم ، راه خود را بسوی حقیقت ادامه دهیم.
حال ، قدم دوم بماند ، بالاخره تصدیق فرمودید که ازلیتی در جهان وجود دارد ، و هستی منهای ازلیت ، چه در مادّه و چه ماورای مادّه ، امکان ندارد ؛ پس "یا مادّه ازلی است ، یا ماورای مادّه" و این پرسش که "آن موجود ازلی را چه کسی پدید آورده؟" چه از خداپرستان و چه مادّیین، نابجاست؛ زیرا موجود ازلی آغاز ندارد تا نیازی به پدیدآورنده داشته باشد ، آغاز ندارد تا آغازگری بخواهد.
اکنون بر سر این دو راهی ، باید دید که ازلیّت در ماده است یا در ماورای ماده؟ شکی نیست که اگر ماده نتواند ازلی باشد ، این ازلیّت، مسلم در انحصار ماورای ماده خواهد بود.

دکتر آریا: با فرض که کار پیش نمی رود! ما می گوییم ماده ازلی است و بر این مبنا ، اصولا نیازی به ماورای ماده نداریم.

الهی: ادعا هم ، فایده ندارد ، دلیل بیاورید.

دکتر آریا: قانون لاوازیه که قانونی علمی است می گوید : "هیچ چیز از عدم بوجود نیامده و هیچ موجودی هم بکلّی نابود نمی شود."

الهی: کدام قانون علمی ، ازلیت جهان را تایید کرده است، در حالی که علم نجوم ثابت می کند که جهان ماده آغازی داشته و علم فیزیک فنای دنیا را پیش بینی می کند و عقیده ازلی (بی آغاز) و ابدی (بی انجام) بودن جهان با مبانی علم امروز ، هرگز سازش ندارد.*
وانگهی اینجا جای تحقیق و استدلال است و نه تقلید ، آقای لاوازیه و همفکران ایشان از این سخن چه منظوری داشته اند؟
اگر مقصود اینست که هیچ پدیده ای بدون پدیدآورنده به وجود نمی آید ، سخن ما نیز همین است که وجودِ موجودی ازلی در جهان لازم است که تمامی پدیده ها با اراده و قدرت او - و نه از عدم- به وجود آمده باشند. و اگر منظورشان این است که: جهان ماده سابقه نیستی نداشته است، نه تنها قوانین علمی این نظر را به هیچ وجه تایید نکرده اند ، بلکه چنانچه اشاره شد ، آن را نقض می کنند و "دلایل بسیاری بر این که جهان، سابقه نیستی داشته در دست است" ** و اصولا چون لاوازیه مردی فیزیکدان است و نه فیلسوف ، مقصودش از این نظریه این نیست که جهان ماده سابقه نیستی ندارد؛ بلکه وی اَشکال پیاپی جهان ماده را در نظر داشته ، یعنی به طور مثال: آب که بخار می شود ، نه آب نابود شده و نه بخار از نیستی به هستی گراییده ، بلکه حالت آب تغییر کرده و به شکل بخار درآمده است.
به همین منوال تمامی دگرگونی های جهان ماده ، تنها دگرگونی صوری است ، نه آنکه معدوم ، موجود شود و موجود ، معدوم گردد.
آقای دکتر! شما که در رشته علوم تجربی و فیزیک کار کرده اید ، بهتر می توانید درک کنید همکارانتان چه می گویند؟

دکتر سیاوش پارسا: آقای محترم! اکنون چنانکه خودتان اشاره فرمودید ، ما به سخنان این و آن کاری نداریم، تنها دلیل این است که می تواند بطور روشن و قاطعما را رهبری کند.
شما می گویید ماده نخستین این جهان ، پدیده است؟ حال از کجا بدانیم آغاز داشته است؟ ما که آغازی برای آن ندیده و نیافته ایم روی این اصل به خود حق می دهیم که پدیده بودن جهان را انکار و آن را بی آغاز بدانیم.

الهی: آقای محترم! پیش از این نیز تذکر دادم و اکنون هم تکرار می کنم ، ندیدن و نیافتن چیزی ، غیر از نبودن آن چیز است؛ فرضا هم اگر این پندار درست باشد ، که نیافتن ، مساویِ نبودن؛ و یافتن ، برابر با بودن است ، مگر شما ازلیت جهان را دریافته اید که اینطور ادعا می کنید؟ مگر خودتان از ازل بوده اید که ازلیّت جهان را دیده و دریافته باشید؟ چطور به خود حق می دهید چیزی را ندیده تصدیق کنید؟ (تایید و سکوت حضار)

دکتر پارسا: خداپرستان نیز که جهان را پدیده می انگارند ، مگر در آغاز بوده اند که پدید آمدن آن را دیده و دریافته باشند؟ آقایان محترم! اکنون که نه "الهی" وپدید آمدن جهان را دیده و نه "مادی" ، ازلیت آن را دیده است، انصاف این است که بگوییم این دو مدّعا بدون دلیل خواهد ماند.
آقای الهی! اکنون به ما حق می دهید که در وجود خدای ماورای جهان شک داشته باشیم؟ پس چگونه قرآن، کلام الهی! صریحا دعوی می کند که در وجود خدا شک نیست؟  »أفی الله شک فاطر السماوات و الارض؟» (ابراهیم : 10)

الهی: خوشبختانه من هم در انتظار این بودم که خودتان اعتراف کنید که هرگز دلیلی بر نبودن خدا وجود ندارد ، چنانکه قرآن مجید مکررا یادآور شده است که منکران خدا ، در این مطلب ، تنها گرفتار ظنّ و گمان هستند: «إن هم الا یظنّون»
اما آیه ای که اشاره کردید ، چنانکه در آغاز گفتگو نیز گفتیم: این آیه بکلّی نفی شک نکرده است ، بلکه می فرماید: درباره خدای آفریدگار جای شکی نیست ، چه کسی می تواند شک کند که آفریدگان را آفریدگاری لازم است؟ علّت شک مادّیین ، پندار ازلیّت جهان است که آن هم به دلایل روشن باطل است...

دکتر پارسا: توضیح بدهید که چرا این گونه شک و گمان بی مورد است؟
----------------------------------------------------------------------------------

*: از کتاب "اثبات وجود خدا" به قلم چهل نفر از دانشمندان بزرگ جهان تالیف کلوور مونسما ، به نقل از ویلیام نیلوچ (Irvink Viliam Nodloch)، طبیعی دان؛ دارای درجه M8 ار دانشگاه بوفالو؛ دکتر در فلسفه از کالج دولتی ایوی؛ و عضو فنّی سابق دانشگاه نگهداری وحوش و ماهی ها.

*: از کتاب اثبات وجود خدا به نقل از ایرونیک ویلیام نیلوچ.

پایان قسمت پنجم