گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
قسمت ششم
گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
الهی: شما در آغاز سخن فرمودید تا چیزی را با احساس مادّی دریافت نکنیم ، وجودش را باور نداریم. آقای محترم! مگر راه پذیرش هر چیزی در انحصار ادراک و احساس مادّی است؟
شما چگونه دانایی و نادانی ، عقل یا جنون ، حیات و ممات ، وجدان یا بی وجدانی ، حبّ و بغضّ کسی را دریافت می کنید؟ آیا نظم معنوی دستگاه مغزی و یا بی نظمی آن دیدنی است؟ گیریم که عقل ، عبارت از همان مغز مادی باشد ، آیا مردم برای این گونه تشخیص ، وارد دستگاه مغزی اشخاص می شوند؟

دکتر پارسا: اگر نمی دانستید بدانید: بشر اخیرا دستگاه مغزسنجی اختراع کرده است که با بررسی اعصاب مغز ، اندازه نظم و بی نظمی ، و در نتیجه مقدار عقل و جنون شخص را ، به وسیله آن در می یابد.

الهی: از شما می پرسم: آیا پیش از اختراع این دستگاه، راهِ این گونه تشخیص بکلّی به روی بشر بسته بود؟ و یا اکنون که هست، همگان از آن استفاده می کنند؟

دکتر پارسا: راه تشخیص، تنها دیدن از نزدیک نیست، بلکه از چگونگی حرکات و سخنان هر فرد می توان اندازه عقل ، علم ، اب و بسیاری از کمالات دیگر او را بدست آورد.

الهی: به عبارت دیگر اعتراف نمودید: ممکن است از خواصّ و آثار چیزی ، به خود آن پی برد ؛ از باب نمونه ، اتم را مثال می زنیم که در ابتدا بوسیله آثاری ، وجودش برای بشر معلوم شد و با این که هنوز حتی با چشم مسلح هم قابل مشاهده نیست ، مورد تصدیق دانشمندان قرار گرفته است. (درستکار: البته این مثال برای چندی پیش است ، شما خود می توانید مثالی برای آن پیدا کنید)
بنابراین: گرچه کسی از ما - که اجزایی بسیار ناچیز از جهان بی کران می باشیم- در آغاز پدید آمدن جهان نبوده است تا با احساس مادی ، حدوث آن را دریابد ، ولی در حال حاضر ، آثار فراوانی - چه مادی و چه غیر مادی -از جهان در دست است که بطور قاطع برای آن ، آغازی را اثبات می کند.
چنان که شکل خاص فلان آسمانخراش ، گواهی روشن بر وجود سازنده آن است ، گرچه به هنگام ساختن آن ، هرگز شما او را ندیده و یا حتی متولّد نشده بودید.

مهندس فرشاد: فرد معماری ، بنایی را می سازد و سپس می میرد؛ ولی ساختمان ، همچنان پایدار است؛ آیا خداپرستان نیز می پذیرند که خدایی که جهان را آغاز کرده، اکنون نابود شده باشد؟

الهی: گرچه پاسخهای روشن در این باره موجود است ، ولی با اجازه حضار محترم به جهت رعایت نظم گفتگو ، پاسخ شما را در پایان جلسه خواهم داد.

حضار: البته چنان است؛ خدا هنوز بر ما ثابت نشده؛ اکنون جای این گونه پرسشها نیست ، آقای محترم دنباله فرمایشات خود را بیان فرمایید...

الهی: این مثال و مانند آن ، تنها از این جهت مورد نظر است که چنانچه حادثه ای را از نزدیک ندیده باشیم ، آثارش می تواند گواه بر خود آن باشد؛ نه اینکه از هر جهت ، "همانندی" در این میان برقرار باشد.
آقای دکتر پارسا ! و آقایان محترم! دقت فرمایید: اگر جهان را آغازی بود و به نیروی ماورای خود پدید آمده بود ، چه وضعی داشت که اکنون ندارد ، چگونه بود که اکنون نیست؟

...سکوت دامنه داری که نشانه تفکری عمیق بود ، حضار را فرا گرفت و هر یک سخنی گفتند. در این میان جمله ای که خیلی جلب نظر کرد و سکوت مجلس را در هم شکست و جان تازه ای به حاضران بخشید، پرسش متقابل آقای دکتر پارسا بود که گفت: من از شما می پرسم که اگر جهان را آغازی نبود و پدیدآورنده ای نداشت ، چگونه بود که اکنون نیست؟

الهی: پر واضح است ، چنانچه جهان را آغاز و نیازی به ماورای خود نبود ، آثار و نمودهای بی نیازی نیز از سراسر آن هویدا بود.
آقای دکتر! خودتان بفرمایید که آیا میان موجود ازلی (بی آغاز) و حادث (پدیده) از لحاظ آثار و خواصّ فرقی هست یا نه؟

دکتر پارسا: البته هست و چنانچه پیش از این دانستیم ، ازلیّت ، به معنای بی نیازی مطلق است که موجودی نه در اصل هستی و نه در کمالات و حالاتِ هستی به غیر خود نیاز داشته باشد، ولی موجود حادث که در اصل، پدیده و نیازمند می باشد ، در سایر نیز نیازمند خواهد بود بنابراین:

ازلی=بی نیاز مطلق و حادث=نیازمند مطلق

الهی: خوب توضیح فرمودید ، اکنون از شما می پرسم؛ "آیا در جهان مادّه ، آثار بی نیازی مشاهده می شود یا نیازمندی؟" *

دکتر پارسا: خوب است این پرسش را به پایان گفتگو بیاندازید. خواهش می کنم اکنون آثاری را که نمودار پدید شدن جهان است یادآور شوید.

الهی: گرچه شایسته نبود پرسش مرا بی پاسخ گذارید و مطلبی را که اکنون مورد گفتگو است ، به بعد موکول سازید ، ولی چون در آغاز گفتار متعهّد شدیم تا پایان پابه پای حضّار محترم قدم برداریم، عذر شما را می پذیرم؛ خوشبختانه راه استدلال بر خداپرستان به هیچ وجه بسته نبست و براهین آنان ، بر تمامی فرضیه ها و احتمالات احاطه دارد.
آقای محترم! "شب و روز که از هر حادثه ای برای ما روشن تر است ، آیا آغازی داشته اند که نه شب و نه روز بوده است؟" **

مهندس بسطامی: آقای عزیز! "شب و روز" در اثر گردش زمین به دور خود و برگرد خورشید پدیدار می شوند. شب، یعنی تاریکی، و روز یعنی روشنایی ، این ها چیزی نیستند که درباره آنها پرسش شود.

-----------------------------------------------
*: این جمله در مقدمه استدلال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم) با مادّیین در احتجاج طبرسی نقل شده است.
**: این استدلال نیز در مناظره رسول الله (صلّی الله علیه و آله) با مادّیین دیده می شود.