گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
قسمت هفتم
گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
الهی: چیزی نیستند؟ شب و روز معدوم اند؟ هر دو در نیستی برابرند؟ نیستی که نمود ندارد ، نیست که اختلاف ندارد! چگونه نیستند؟!

بسطامی: چیزی نیستند به این معنی که: موجوداتی مستقل در برابر زمین و خورشید و سایر موجودات نمی باشند ، و الّا این دو نیز پدیده ای از پدیده های گوناگون جهان اند.

الهی: هدف ما وجود این دو پدیده است و نه چگونگی وجودشان؛ بفرمایید: آیا این دو پدیده آغازی داشته اند یا نه؟

بسطامی: اگر بگوییم نه چه می شود؟

الهی: بفرمایید، شما اختیار زبان خود را دارید؛ ولی از شما می پرسم آیا این شب و روزها از پی یکدیگر پدید آمده و می آیند؟ و یا ممکن است در یک زمان و یک افق و یک مکان ، هم شب و هم روز باشد؟

بسطامی: البته از پی یکدیگرند.

الهی: مثلا امروز پس از دیشب پدید آمده، یعنی ، بعد از نابود شدن دیشب ، امروز بوجود آمده است. امشب نیز پس از نابودی امروز پدید می آید.

بسطامی و سایر حضّار: البته ، پر واضح است ، این پرسشهای شما خیلی شگفت انگیز است!

الهی: بنابراین شب و روز ، شب ها و روزها ، هر دو پدیده اند ، تمامی شب و روزها سابقه نیستی داشته و دارند پس همه آغاز داشته اند.

حضّار: نه! چطور! چه فرمودید! نفهمیدیم.

دکتر پارسا: آقایان هرگز نگران نشوید؛ پدیده ، افراد شب و روز است ، ولی مجموع این شب ها و روزها آغازی نداشته و نامحدودند.

الهی: پاسخ این ایراد را در آغاز گفتگو به تفصیل شنیده اید و جای تکرار نیست ، ولی باز هم برای دومین بار تکرار می کنم:
مجموع افراد شب و روز ، مگر چیزی از یکایک شب و روزها اضافه دارند؟ چه بگویید: "یکصد تومان" و چه بگویید ، "صد عدد یک تومانی"؛ تفاوتی ندارد ، با تغییر عبارت که معنا و مقدار عوض نمی شود.
آقایان خودتان تصدیق فرمودید: تمامی افراد شب و روز پدیده اند؛ بنابراین آنها نیز که به هیچ وجه اضافه ای بر افرادشان ندارند ، پدیده هستند. گیریم برفرض محال ، مجموع این افراد بی نهایت باشند ، در صورتی که تمامی آنها آغاز دارند ، شما از فرض بی نهایت چه نتیجه ای می گیرید؟ وانگهی چنانکه در آغاز گفتگو گفتیم ، همین آغاز داشتن ، فرض بی نهایت بودن را نیز باطل می کند، و خلاصه آن که این رشته ها سراسر پدیده اند، زیرا فردی که آغاز نداشته باشد در این میان یافت نمی شود.

دکتر پارسا: آقایان محترم! مثل اینکه چاره ای چاره ای بجز پذیرفتن نداریم!

مهندس هومان: چرا به این زودی تسلیم می شوید؟
نه آقای محترم! ما فرض می کنیم پیش از این شب و روزهای حادث ، شبی ازلی وجود داشته و از آن هنگامی که زمین بر گرد خورشید به گردش در آمد شب ها و روزهای کنونی پدیدار شد.

الهی: پرسش من هم درباره همین شب ها و روزها بود که در اثر گردش زمین بوجود می آیند؛ بنابرین، گردش کنونی زمین نیز آغاز داشته است ؛ اما در مورد شب ازلی که پیش از این فرض کردید ، خواهش می کنم بفرمایید آیا آن شب نیز مانند سایر شب ها مرکّب از ساعات و لحظات بوده؟

هومان: البته چنان است.

الهی: در نتیجه چنانچه صد ساعت به آن افزوده می شد ، آیا آن شب ، ازلیّت به علاوه صد ساعت بود؟ و اگر صد ساعت از آن کم می گردید ، ازلیّت منهای صد ساعت بود؟

مهندس هومان: آری البته ، هر دو حالت درست است ، این که تردیدی ندارد!

الهی: این چه موجود ازلی است که قابل کم و زیاد شدن می باشد؟ آیا این شبِ مفروض شما ، اگر آغازی داشت ، باز هم ازلی بود؟

هومان: البته چنان بود ، چه فرقی دارد؟

الهی: آیا ازلی و حادث با هم فرقی ندارند؟ مثل اینکه شما درباره این شب طولانی ، از لغت ازلی ، معنای حادث را اراده کرده اید... خواه ناخواه بایستی چنین باشد! بفرمایید: آیا این شب نیز مانند سایر شب ها و روزها از زمان ، ساعات ، دقایق و ... ترکیب یافته ، یا ما فوق زمان است؟

هومان: پیش از این گفتیم ، البته از زمان ها ترکیب یافته است.

الهی: خود لحظات و ساعات و دیگر اجزای زمان که محدود است ، آغاز و انجام دارد ، بناچار مجموع این زمان ها نیز- هر اندازه ای که باشد- باز محدود است و آغاز و انجام دارد. خواهش می کنم دقّت فرمایید که اعتراض پیشین تکرار نشود. *

دکتر راجه: پذیرفتیم ، تمامی شب ها و روزها ، سابقه نیستی دارند ، از این چه نتیجه می گیرید؟

الهی: نخست، این گواه روشنی است بر این که ما از نمونه های کنونی شب و روز می توانیم به پدیده بودن (حدوث) تمامی شب ها و روزهای گذشته پی ببریم ، با آنکه آنها را ندیده ایم و اصولا میلیون ها شب و روز بر این جهان گذشته است، بدون این که ما هرگز آنها را دیده باشیم.
در اینجا پاسخِ پرسشِ ** جناب دکتر پارسا بوضوح روشن می شود که: "پذیرفتن حدوث جهان در انحصار این نیست که پدید آمدن آن را در آغاز دیده باشیم؛ بلکه وضع کنونی جهان بخوبی می تواند گواهی روشن و آشکار بر حدوث سراسر جهان هستی باشد." ***

پرفسور ریچارد ، که با زبان فارسی آشنا بود ، اظهار کرده که: آقای محترم! شب و روز، زمین و خورشید، کهکشانها و تمامی موجودات کنونی آسمانی و زمینی، همه و همه پدیده اند؛ امّا ماده نخستین که این نقشهای گوناگون از آن پدید آمده اند ، ازلی و بی آغاز است. ****

--------------------------------------------
*: متن اعتراض: "افراد محدودند؛ ولی مجموع آنها ، بی نهایت است!"
**: نامبرده اعتراض کرده بود: "ما که حدوث جهان را ندیده ایم ، چگونه آن را باور کنیم!"
***: دنباله استدلال رسول الله (صلی الله علیه و آله) در برابر مادّیین.
****: پیرامون ماده نخستین جهان؛ ذیل آیه "و کان عرشه علی الماء" در "کتاب ستارگان از دیدگاه قرآن" به تفصیل سخن رفته ، و به شرحی کاملتر در تفسیر "الفرقان" بحث نموده ایم.

پایان قسمت هفتم