گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده
قسمت یازدهم
گفتگوی خداپرستان با مادی گرایان پیرامون آفریدگار و آفریده

الهی: با آن که نظرات تمامی دانشمندان با این پندار مخالف است و از ماده هرگز تصوری بجز انباشتگی انرژی و حرکت ندارند و بدون تردید و کوچک ترین اختلاف ، حرکت را -لااقل در سازمان داخلی اتم- لازمه ذات و موجودیت ماده می دانند ، ما "محال" آنها را هم به منظور هماهنگی با آقای دکتر پایدار "ممکن" شناخته و از شما می پرسیم که آیا حرکت و انرژی ، آن هنگام که در ماده پدید آمد ، از چه نیرویی بوجود آمد؟ یا از برون ذات؟ یا بدون علت؟

پایدار: مثلا از درون ذات؛ یعنی ، ماده در سازمان داخلی و سپس خارجی خود اقتضا و آمادگی جنبش و حرکت و دگرگونی داشت و به موقع خود، حرکت را آغاز کرد.


الهی: این آمادگی از آغاز و از ازل ، با ماده بوده است؟ یا آن هم مانند خود حرکت ، پس از ازل و در بین راه بوجود آمده است؟
آقای دکتر! شما در این فرض ، حرکت را در ماه ، اقتضا و آمادگی دانستید ، اقتضا نیز بناچار نیرویی است که توانایی پدید آوردن پدیده ای را داراست ، ما اکنون پرسش گذشته خود را درباره این پدید آورنده (اقتضا) تکرار می کنیم که "خود او از کجا آمده است؟"

دکتر پایدار: بهتر است که ما خود حرکت را در نظر بگیریم فعلاً کاری به اقتضای آن (آمادگی آن) نداریم.

الهی: این حرکتِ به فرض شما پدیده را چه نیرویی در وقت معیّن بعد از ازل پدید آورد؟ اگر بگویید که آن ، ماده بوده است ، در نتیجه ، همان گونه که به فرض شما ، خود ماده از ازل بوده ، حرکت نیز که مقتضایِ (درخواست شده ی) آن است ، بایستی از ازل بوده باشد ، مگر آن که برای ماده نیز عقل و اختیاری تصوّر کنید که همچون دانایان و عاقلان ، به موقعِ خود ، حرکت را آغاز کرده باشد!

پایدار: نه آقای محترم! ماده عقل و شعوری ندارد این دگرگونی های ماده است که نیروی عقل و ادراک را پدید می آورد.

الهی: روی این اصل بناچار حرکت ماده -که به فرض شما پس از ازل آغاز شده است- ، از خود ماده نبوده و ناگزیر از ماورای ماده است.

پایدار: آقای محترم شتاب نکنید ، این حرکات بر حسب تصادف پس از ازل آغاز شده اند.

الهی: در آغاز گفتگو ، مانند همین سخن ، به میان آمد ، آنجا گفتیم که تصادف نیز یا به وجود برگشت می کند و یا به عدم؛ "تصادف یا نیروست ، یا منهای نیرو؛ اگر نیرو باشد - که آن هم مادی است- پرسش ما دامنِ پدیدآورنده ی او را هم خواهد گرفت و اگر نه؛ جای گفتگو نیست ، "از نیست که هست پدید نمی آید."
برای اینکه مطلب بیشتر روشن شود باید گفت که لغتِ تصادف در دو مرحله دیده می شود:
1. 
تصادف در اصل پدید آمدن جهان ، که نادرستی آن پیش از این روشن شد.
2. 
تصادف در دگرگونی هایی که در موجودی رخ می دهد؛ که بعداً پیرامون آن گفتگو خواهیم نمود.


«گام دوم به سوی خدا»



پایدار: پذیرفتم ، شما تا اینجا تنها حرکات و دگرگونی های ماده را آفریده ماورای ماده معرفی کردید ، از کجا که خود ماده نیز مانند حرکاتش پدیده بوده و ازلی نباشد؟

الهی: تا کنون همگیِ حاضران محترم پذیرفتید که تمامی حرکاتِ سازمان داخلی اتم ها و مولوکول های اجسام و کلیّه دگرگونی های جهان ماده برگرفته از نیروی ماورای ماده است فعلا موجودِ ازلیِ ماورای ماده برای شما ثابت شد. (تصدیق و تشکر عموم حضّار)
اکنون به همراهی آقایان محترم آماه تکمیل دوّمین گام می شویم:

اصل ماده و تمامی دگرگونی هایش از ماورای ماده است.

اگر آقای دکتر پارسا به یاد داشته باشند ، در آغاز با ایشان پیرامون فرق میان موجود ازلی و حادث گفتگو می کردیم؛ ایشان اینگونه توضیح فرمودند که: ازلیّت به معنای بی نیازی مطلق است ، که نه در هستی و نه در کمالات و حالات هستی به ماورای خود نیاز ندارد؛ و هر موجودی ، اینگونه نباشد ، حادث است و آغاز دارد.
من گفتم که آیا در جهان ماده آثار بی نیازی می بینید؟ ایشان درخواست فرمودند که گفتگو در این زمینه به پایان گفتار موکول شود ، اکنون به جای بسیار مناسبی رسیده ایم؛ آقای دکتر پارسا چه می فرمایید؟

دکتر پارسا: من نمی توانم انکار کنم که ماده نیازمند است ، آقای دکتر پایدار نظر شما چیست؟

دکتر پایدار: نیازمندی ماده در انحصار دگرگونی هایی است که پس از ازل از ماورای خود گرفته ، اما در اصلِ هستی نیازی ندارد.

------------------------------------------------------

پایان قسمت یازدهم