بسم الله الرحمن الرحیم
به مناسبت شهادت مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام
دانلود فایل صوتی اثبات ولایت اهل بیت و دلالت لفظ اهل بیت در آیه تطهیر به پنج نفر خاصه بر مبنای قرآن ، عقل و سنت در مصاحبه با آیت الله صادقی تهرانی همراه با قسمتی از متن مصاحبه
در پاسخ به نظرات و شبهات آیت الله صالحی نجف آبادی در مورد دلالت این آیه 
دانلود فایل صوتی اثبات ولایت اهل بیت و دلالت لفظ اهل بیت در آیه تطهیر به پنج نفر خاصه بر مبنای قرآن ، عقل و سنت در مصاحبه با آیت الله صادقی تهرانی در پاسخ به نظرات و شبهات آیت الله صالحی نجف آبادی در مورد دلالت این آیه
با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت امیر المومنین علی علیه السلام ، به همین بهانه فایل صوتی پاسخ به شبهات آیت الله صالحی نجف آبادی در مورد آیه تطهیر که بر مبنای تفسیر قرآن به قرآن و قرآن به سنت صورت گرفته است را خدمت شما تقدیم می کنیم.
در این مصاحبه آیت الله صادقی تهرانی مطالبی عالی در مورد ولایت اهل بیت و در مورد آیات ولایت و تطهیر بیان می کنند که کمتر نظیر دارد و توجه شما را جلب خواهد کرد {متاسفانه مجبور شدم فایل را با حجم های کنونی بگذارم چون کمتر از آن کیفیت را خیلی پائین تر می آورد}.
مصاحبه کننده نیز آقای محسن نورانی از شاگردان آیت الله صادقی هستند.
همچنین قسمتی از این مصاحبه را که توسط سایت البلاغ به صورت نوشتار درآمده است برای مطالعه گذاشته شده:

دانلود - download :

در سال ١٣٧٩ آیت الله صالحی نجف آبادی شبهاتی را پیرامون آیات مودت و نیز آیه تطهیر مطرح کردند که به موجب آن و به درخواست مرکز فرهنگ و معارف قرآن قم از سوی آیت الله صادقی تهرانی جوابیه ای قرآنی بر رد آن شبهات نگاشته شد.

پاسخ قرآنی آیت الله صادقی تهرانی در رد شبهات آقای صالحی نجف آبادی پیرامون «آیه تطهیر»:

﴿بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا و صلواته علی رسوله محمد المبعوث علی العالمین صلی الله علیه و علی آله الطاهرین المظلومین المکرمین

اشکالات و شبهات ناشی از عدم تدبر در اصل آیه تطهیر است. اگر به اصل آیه تطهیر توجه شود، هم خود آیه، و هم روایات فوق حد تواتر ـ که در تفسیر «الفرقان» یادداشت شده ـ دلالت دارد که مراد از آن، اهل بیت رسالت محمدی (صلوات الله علیهم) هستند.

از جمله اشکالاتی که شده این است که عنوان ﴿اهل البیت درباره زن حضرت ابراهیم (علیه السلام) هم گفته شده: ﴿رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت (هود/٧٣).

اولا: می گوییم: ﴿رحمت الله و برکاته غیر از ﴿إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس است. إنما از ادات حصر است در ابعادی و لیکن ﴿رحمت الله و برکاته علیکم اول زن ابراهیم ـ در لفظ ـ بعد خود ابراهیم ـ که اول در معناست ـ سپس ابراهیمیان را در بردارد. حالا چه خود ابراهیم، چه زن ابراهیم، چه ابراهیمیان؛ بالاخره رحمت رسالت ابراهیمی با مراتب درجات آن ها بر آنان نازل شده است و این آیه دلیل نمی شود که اهل بیت هر جا ذکر شده باشد دارای یک معناست. چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده اند: «هلک من کان قبلکم، بهذا ضربوا کتاب الله بعضه ببعض؛ هلاک شدند برخی از کسانی که پیش از شما بودند چون بعضی از آیات کتاب خدا را به بعضی دیگر می زدند». (الدر المنثور)

یعنی تفسیر آیه ای را در جای خود با دلالت خاصه ای مفسر آیه دیگر بدون این دلالت قرار می دادند!!

﴿اهل البیت که درباره ابراهیم و آلش ذکر شده، ﴿إنما ندارد، ﴿لیذهب عنکم الرجس ندارد،﴿یطهرکم تطهیرا ندارد؛ بلکه این ﴿برکاته بر ابراهیمیان است که از جمله زن ابراهیم نازا بود، بچه دار شد، و ابراهیم نیز رسالتش تبدیل به نبوت و ولایت عزم و امامت شد. و ابراهیمیان در پرتو رسالت ابراهیم مورد رحمت قرار گرفتند. اما در آیه تطهیر ﴿اهل البیت به معنای خاص است. اهل بیت با ادله قطعیه خاص غیر از اهل بیت است به عنوان عام، مانند اهل بیت ابراهیم که بعضی از آنان ـ یعنی هر دو همسرش ـ معصوم نبودند. ولی آیه تطهیر با ﴿إنما و ﴿یرید و﴿عنکم و ﴿کم اثبات می کند که نساء النبی اهل بیت خاص رسالت نیستند. البته خدای تعالی در سوره احزاب خواسته است دو طهارت را برای رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) تثبیت کند؛ اول طهارت بیت ظاهری آن حضرت که بیت زنانش می باشد و تشریعا، ثواب و گناهشان مضاعف است؛ در ثانی اثبات طهارت بیت باطنی که بیت طهارت و عصمت علیای محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

برای انضمام این دو طهارت، آیه تطهیر که جدا و مستقل از آیات احزاب نازل شده، آن جا ذکر گردیده است. چه زمانی نازل شده؟ ما نمی دانیم. فقط می دانیم که این آیه قبلا ً نازل شده و بعدا در ضمن آیه 33 سوره احزاب قرار گرفته؛ چون خدا خواسته است به گونه ای مستمر دو طهارت ممتاز را برای پیامبر ثابت کند: یکی طهارت بیت ظاهری محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) (نه رسولی و نه رسالتی) که زنان پیامبرند و سپس اثبات طهارت بیت رسالتی آن بزرگوار که با دلیل ﴿إنما و الفاظ دیگر، دارای بزرگ ترین و عالی ترین و معصومانه ترین طهارت هاست.

بیت یعنی چه؟ یعنی جایی که انسان استراحت می کند؛ یا استراحت بدنی یا استراحت روحانی. استراحت بدنی انسان از نظر مکانی در بیت خشت و گل و چوب و اهن است و در بیت زنان، از نظر مکانت جسمانی است. ولی بیت روحانی، جو روحانی است؛ گر چه در بیابان و صحرا باشد، در جنگل یا چاه یوسف و یا در هجرت پیامبر باشد. بیت روحانی، جوی است که معنویت و روحانیت از طرف خدا به آن داده می شود؛ حالا جو روحانی پیامبر، بالاترین و معصومانه ترین و برترین جو روحانی در کل رسالت ها و وحی هاست.

 خدای متعال در اول آیه می فرماید: ﴿و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی و اقمن الصلوة ... (احزاب/٣٣) که جمعا ً با خطاب های پیشین، بیست خطاب به زنان پیامبر است بعد می فرماید: ﴿إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس ... و سپس دو خطاب دیگر به زنان پیامبر دارد آیا خدا اشتباه کرده و زنان را مرد حساب کرده است؟

اگر اذهاب رجس و تطهیر هم مانند مجموع خطابات بیست و دو گانه مربوط به زنان پیامبر است پس چرا «عنکنّ» و «کنّ» نیامده؟! و ﴿عنکم و ﴿کم آمده؟ این درست مثل آیه ﴿یوسف اعرض عن هذا و استغفری لذنبک (یوسف/٢٩) است. آیا مراد از ﴿استغفری نیز مانند ﴿اعرض، یوسف است؟ آیا یوسف مونث است؟ خیر؛ ﴿اعرض مربوط به یوسف است و ﴿استغفریمربوط به یوسف نیست و خود این لفظ مونث دلالت دارد بر این که مخاطبش مونث غیر مذکور است و خود ﴿اعرض هم دلیل است که مربوط به یوسف مذکور می باشد.

پس این دو خطاب در آیه تطهیر مربوط به مخاطبین مذکر بیت است. کدام بیت؟ یا بیت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در بعد جسمانی است که اهلش همان زنان پیامبر هستند یا بیت رسول است که اهل بیت رسول بما هو رسول همان سیزده معصوم (صلوات الله علیهم) هستند و یا این که مراد از بیت، بیت رسالتی است!

در این جا؛ بیت اول و حتی دوم هم مراد نیست؛ چون اگر فرضاً بیت دوم مراد باشد، بیت رسول آن بیت خاص ممتاز معصومانه علیای رسول است؛ که در این صورت به دلیل إنمای حصر در این آیه، رسول از این بیت خارج است!

بنابراین اهل البیت، اهل بیت رسالت علیای محمدی هستند که نقطه اول و محورش رسول است و نقطه بعدی، سیزده معصوم پس از رسول هستند. چنان که در زیارت جمعه می خوانیم: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة» بنابراین ﴿إنما دارای دو حصر است. یکی اراده اذهاب﴿الرجس که جنس رجس است؛ هر رجس عقلی، اخلاقی، معنوی، عملی، فردی و اجتماعی، هر رجس و کوتاهی که در عالم امکان، امکانِ اذهاب دارد؛ در این جا اراده اذهاب آن شده؛ همان طور که در «لا اله الا الله»، «لا اله» نفی می کند از حق آن چه را که شایسته حق نیست و «الا الله» تمام اولوهیت را برای خدا اثبات می کند این جا هم ﴿إنما نفی می کند از این اهل بیت رسالت محمدی صلوات الله علیهم ، تمام نقصان ها را غیر از نقصان امکان و بشر بودن که: ﴿قل إنما أنا بشرٌ مثلکم یوحی إلی (کهف/١١٠)، (فصلت/۶) این وحی تمام وجود معصومان را به جز بشریت و جسمانیاتشان وحیانی می کند؛ بنابراین کل پلیدی های باطنی، اخلاقی، علمی، نقصان های عقیدتی، کم نگری ها، اشتباهات کلا در بعد ﴿إنما از ایشان سلب شده است.

مثلا ً معصومان دیگر دارای درجه ﴿إنما نیستند؛ چون عصمت ها درجاتی دارد؛ و همان گونه که انحرافات دارای درکاتی است، ایمان ها نیز دارای درجاتی است و ما با نگرش در درجات عصمت آدم و غیر آدم از انبیای غیر اولوالعزم و اولوالعزم، می بینیم که تنها این بیت ﴿إنما دارد، یعنی عصمت برتر ِ بی نظیر ِ منحصر به فرد، بر حسب اراده الهی مربوط به اینهاست.

﴿إنما یرید الله خدا اراده دارد، اراده تشریعی و تکوینی دارد و درست است که خدای سبحان اراده تشریعی برای از بین بردن ناپاکی از کل مومنان و ایجاد پاکی در همه آنان را دارد، ولی این اراده تشریعی نسبت به عصمت علیا بیشتر است؛ اراده تشریعی و سپس اراده تکوینی حق در مورد آنان نسبت به اذهاب رجس (نفی عیوب) و اثبات طهارت (اثبات کل طهارت ها) با ﴿إنمااست؛ و برای این معصومانِ برجسته، منحصر به فرد است به گونه ای که آنان را در حد اعلای عصمت قرار داده است، ولی از دیگران این گونه انتظار نمی رود تا برایشان به اندازه معصومان محمدی ترک رجس و اثبات طهارت بشود.

بعد دوم دلالت آیه ﴿عنکم است یعنی ﴿إنما مخصوص به رجال ﴿اهل البیت است. حتی نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم السلام) نیز مشمول این ﴿إنما نیستند؛ آری حضرت زهرا (سلام الله علیها) که با ادله سنت قطعیه در ضمن رجال اهل البیت مشمول اهل بیت رسالت است عصمتش از نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم السلام) هم بالاتر است.

معترض اعتراض کرده و می گوید که: این اراده، اراده تکوینی نیست؛ اراده تشریعی است!

می گوییم، اگر اراده خدای سبحان در این مورد خاص، تنها اراده تشریعی و مخصوص زنان پیامبر است آیا خدا نسبت به زنان پیامبر، تشریعی خاص دارد؟ جواب: نه؛ شرع نسبت به همه یکسان است ولی انتظار شارع نسبت به انجام دستورات شرعی، از آنان بیشتر است؛ در حالی که آن ها بر خلاف شرع عمل کردند؛ چنان که عایشه و حفصه، آن قدر پیامبر را اذیت کردند که در قرآن مذمت شده اند: ﴿ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما ... (تحریم/۴)؛ بنابراین ﴿إنما، نسبت به معصومان محمدی (صلوات الله علیهم) مجموع اراده تشریعی و تکوینی است. اراده تشریعی یعنی انتظاری که بر حسب اختیار، فعالیت و جدیتشان نسبت به اذهاب رجس و ایجاد طهارت از آنان هست، بیشتر از همگان است.

شبهه: اگر این اذهاب، اراده تکوینی باشد، معصومان بی اختیار هستند و عصمت خارج از اختیار است!

در پاسخ می گوییم: عصمت دارای چند بعد است، اول این که، زمینه عصمت ربانی، عصمت بشری است. عصمت بشری اهل بیت رسالت محمدی از تمام عصمت ها برتر است. هر قدر عصمت بشری قوی تر باشد، عصمت ربانی هم که در این ظرف قرار می گیرد قوی تر است؛ بنابراین چرا خدا، اراده تکوینی کرده است که کل رجس ها از اهل بیت رسالت محمدی برطرف شود و کل طهارت ها براشان ایجاد شود؟

چون زمینه اطاعت ایشان از خدای سبحان از همگان برتر است و برترین زمینه های عصمت خلقی در میان فرشتگان، جنیان، انسان ها در مثلث زمان (گذشته، حال و آینده) در انحصار اهل این بیت است؛ چون این طور است، خدا هم به آنان این گونه پاداش می دهد؛ و جزای بیشتری که خدا می دهد این است که عصمتشان را بیشتر می کند مفصل تر و قوی تر می کند؛ نه تنها قوی تر از عصمت بشری، بلکه قوی تر از کل عصمت های خلقی و عصمت های کل معصومان؛ چون عصمت آنان دو بعدی است. ﴿إنما در تاثیر اراده تکوینی دو بعد دارد:

اول عصمت وحیانی را بر عصمت خلقی بیافزاید و در ثانی این عصمت وحیانی بالاترین عصمت باشد؛

چون عصمت خلقی اینان بالاترین عصمت ها است. یعنی از کل انبیاء و ملائک برترند.

شبهه دیگری که ایشان کرده اند درباره: ﴿إنما یرید الله است و می گویند: مگر در آن وقت این چهارده معصوم همه با هم موجود بوده اند؟ فقط پیامبر و علی و فاطمه  (صلوات الله علیهم) موجود بودند. بقیه که نبودند!

جواب می دهیم: عبارت آیه، «إنما اراد الله» نیست. اگر بود، ظاهراً مخصوص ماضی بود، ولی﴿إنما یرید الله حال و استقبال را هم شامل می شود. حالش پیامبر و علی و فاطمه  (صلوات الله علیهم) است که إنمای فعلی است و إنمای بعدی مستفاد از ﴿یرید است که مضارع استمراری است، یعنی هر کدام از معصومین در وقتی که امام شوند و معصوم گردند، بلکه قبل از امامت هم طهارتی را که زمینه عصمت است، دارند. و این طهارت دارای درجاتی است:

درجه اولی طهارت از آغاز زندگی است و درجه طهارت وحیانی و الهامی معصومانه از آغاز امامت است و این درجات، تا زنده هستند رو به تکامل و ترقی است؛ بنابراین خود آیه پاسخگوی این شبهه است که لفظ آیه «اراد الله» نیست، بلکه ﴿یرید الله است یعنی خدا به طور مستمر در مثلث زمان در ارحام مطهره مادران و اصلاب شامخه پدران، طهارت ایجاد کرد. وقتی موجود شدند طهارت ایجاد کرد، وقتی معصوم بشری شدند طهارت ایجاد کرد.

طهارت در دفع و رفع است. ﴿لیذهب عنکم الرجس اذهاب دفع و رفع است. دفع یعنی آن چه ناروایی، نابسامانی، ناپاکی، پلیدی و نقصان است که امکان وقوع دارد از آنان اذهاب و دفع شود؛ مثلا: ﴿استغفر لذنبک دفعا پوشش بخواه برای ذنبت؛ اگر ذنبی به شما حمله ور شود از خدا پوشش و دفع آن را بخواه که اضافه بر عصمت بشری، عصمت ربانی شامل حالت شود تا ذنب اصلا به سراغ تو نیاید؛ وانگهی «ذنب» به معنای گناه نیست و در معنای «دفعی» به عنوان «ما یستوخم عقباه» به کار می رود، یعنی آن عملی را انجام می دهی و از نظر کافران، عاقبتش برای تو وخیم است و این خود بهترین اطاعت ربانی است، برای آن از خدا پوشش بخواه تا خظراتی که به خاطر رسالت، متوجه تو هست در آینده دفع گردد؛ و نسبت به آن چه بر مبنای رسالت، صدمه به تو رسیده است از خدا پوشش بخواه، بدین معنا که، خدا ناراحتی های گذشته را از ذهنت رفع کند.

پس در آیه تطهیر خدای سبحان اراده دارد، تشریعا و تکوینا تمامی رجس ها از این بزرگواران اذهاب کند؛ و گناهی که به سراغشان می آید، اصلا نتواند در آنان کارگر شود؛ بلکه به طور کلی طاهر مطهر صد در صد مخصوصا در زمان تکلیف و بالاخص در زمان امامت تا آخر عمر باشند و﴿یطهر کم تطهیرا.

ما در تفسیر «الفرقان» فوق حد تواتر روایاتی را نقل کرده ایم که این روایات از طریق سنی ها بیشتر از شیعه است؛ یعنی روایاتی که از سنی ها در اختصاص آیه تطهیر به اهل بیت عصمت و طهارت وارد شده است در شان نزول، پنج نفر و در تاویل چهارده نفر، بیشتر از شیعه هاست و حدود سی و دو صفحه در تفسیر سوره احزاب درباره این مطلب از دیدگاه آیات و روایات بحث کرده ایم.

مهم این است که در جمع، اضافه بر نصوص و ظواهری دیگر از قرآن شریف، آیات مودّة فی القربی و آیه تطهیر بر کل مسلمان ها واجب کرده است که اولا، مقام و محل عصمت و طهارت علیای محمدی را بشناسد؛ مخصوصا در روایت بیان شده که پیامبر بزرگوار از زمان نزول آیه تطهیر تا هنگام وفاتشان، حداقل چهل روز و حداکثر تا هفده ماه، هر وقت به هر یک از نمازهای پنجگانه تشریف می بردند، اول مقابل درب خانه حضرت علی و فاطمه  صلوات الله علیهم می ایستادند و می گفتند: ﴿إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا یعنی حداقل ٢٠٠ مرتبه و حداکثر ٢۵٠٠ مرتبه آیه تطهیر را در آن جا قرائت کردند. و در این باره روایات زیادی را در تفسیر نقل کرده ایم که اختصاص آیه تطهیر به اهل بیت محمدی با روایاتی متواتر، منقول از حدود هزار نفر راوی سنی، به ١٠٠ جلد از کتب آنان است که در پاورقی تفسیر الفرقان، نام یکایک کتب مربوطه را ذکر نموده ایم.

اصل مطلب این است که ﴿المودّة فی القربی، مودت لفظی و قلبی فقط نیست، مودت عملی، عقیدتی، اخلاقی نیز هست. پیروی از آن ها در بعد عقیده، علم، اخلاق و عمل مناط است و اگر ما بخواهیم حقیقتا از رسول خدا پیروی کنیم و از نزدیکان رسالتی ایشان و ائمه اطهار پیروی کنیم باید تمسک کنیم به امام آن ها؛ و امام معصومان محمدی قرآن است. اگر ما قرآن را ترک کنیم هرگز مودتی نسبت به اهل بیت نداریم و هرگز پیامبر بزرگوار را در بعد اعلای عصمت نمی دانیم. چون محور اصلی عصمت علیا، قرآن است؛ چنان که ار ابن عباس سوال کردند: «ما کان خلق رسول الله قال کان خلقه القرآن؛ اخلاق پیامبر چگونه بود گفت: تماما قرآن بود».

پیامبر که مجمع الثّـِقلَین است، ثقل اکبرش قرآن است که روح و معنای قرآن در قلب و زبان و فکر و عقل و در همه چیزش تحقق یافته است؛ بنابراین اگر ما از رسول الله پیروی قرآنی نکنیم اصلا اسلام را پیروی نکرده ایم! پس مودت فی القربی و عظمت علیای اهل بیت عصمت و رسالت باید در مسلمانان عملا آشکار شود، مخصوصا در زمان غیبت کبری که پیروی از قرآن در اصل و اتباع از سنت قطعیه در فرع، باید شاخص ما باشد والا مسلمانی ما لفظ و خیالی بیش نیست و حقیقت ندارد چرا که آیاتی از قرآن و روایاتی متواتر از معصومان صلوات الله علیهم اجمعین به مسلمانان امر کرده اند که هر روایت و حدیثی باید بر قرآن عرضه شود و آن چه موافق قرآن است مقبول است و آن چه مخالف قرآن است قبول نکنید که تهمت به معصوم و جعل است.

و هم چنین آن چه موافق و مخالف قرآن نیست اگر قطعی الصدور و علم آور است قابل قبول است؛ چون بر مبنای ﴿اطیعوا الله و اطیعوا الرسول (نساء/۵٩) اطاعت رسول، بعد از اطاعت خدا واجب است و اگر علم آور نیست، از باب ﴿و لا تقف ما لیس لک به علم (اسراء/٣۶): «و آن چه را که برای تو به آن علمی نیست، پیروی نکن» مقبول نیست.

بنابراین پیروی از قرآن و در حاشیه اش سنت قطعیه، ماموریت کل مسلمان هاست و شیعه واقعی کسی است که از قرآن در اصل و از سنت قطعیه در فرع پیروی کند و ما به یاری خدای متعال، بر محور دقت و بررسی معصومانه قرآنی، پاسخگوی کل سوالات و اشکالاتی که درباره قرآن و سنت می شود، هستیم و توفیق الهی را مستمرا خواهانیم که ما را به معارف علیای قرآنی آشناتر گرداند تا مظلومیت قرآن که مظلوم ترین مظلومیت ها در بین کل کتاب هاست به یاری خدا برطرف شود.

«والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین»
حوزه علمیه قم - جامعة علوم القرآن