بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر کردن قرآن کفر علمی است!

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه اول

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

تذکر:

«و لقد یسّرنا القرآن للذکر، فهل من مدکر». «ذکری لمن کان له قلب». «ذکری» یادواره است. قرآن یادواره ای است معصوم، معصومانه ترین یادواره ها در میان کل یادواره های وحیانی، در کل زمانها و زمینهای تکلیفی.

چطور این یاد واره ظنی است؟! چطور مجهول است؟ چطور نامفهوم است؟ من چه عرض کنم؟ بدترین خیانتی که مخصوصا شرعمداران ما احیانا به قرآن کرده اند، ظنی الدلالة قمداد کردن قرآن است. من در کتاب غوص فی البحار نوشته ام: و القول القرآن ظنّی الدلالة، قطعی الحماقة.

حالا. تذکر از «ذکری» بودن قرآن است. تذکر یاد کردن، بوسیله چیه؟ بوسیله یادواره. قرآن آن چنان یادواره ای است که برای کل مکلفان دارای هر زبانی باشند تذکر است. یعنی غفلت ها را، نادانی ها را، نافهمی ها را، بی راهی ها را، بی حالی ها را، نفی انسانیت را به طور کلی، از بین می برد و اثبات می کند انسانیتِ در بعدِ اعلایِ وحیانی را. مخصوصا در بعد علمی که عرض کردیم «واعتصموا بحبل الله جمیعا». حداقل ما می توانیم عصمت و نگهبانی صد در صد علمی را در بعد نصوص و ظواهر مستقر قرآنی بدست بیاوریم...

تدبّر:

تدبر یعنی پشت هم اندازی، باید برای فهم مطالب قرآنی، فهم بیشتر، کاملتر، متکاملتر، باید که آیات را به مناسبت یکدیگر، پشت هم قرار دادن. اگر در یک موضوعی انسان گیر است، آیات مربوط به موضوع را پشت هم به ترتیب قرار دهد که منتج به نتیجه شود.

«أفلا یتدبرون القرآن، ولو کان من عند غیر الله، لوجدوا فیه اختلاف کثیرا» از جمله ادله وحیانی بودن قرآن این است که اگر «من عند غیر الله» بود، اختلاف زیاد داشت. نمی فرماید کم داشت. چون غیر الله در علم مطلق نیستند، در علم، در حکمت، در معارف، در احاطه لفظی، احاطه ادبی، مطلق نیستند، متدرج اند، چون غیر الله متدرج در کمال اند، و کمالِ مطلق نیستند، بنابرین حرفهایشان هم کمال مطلق نیست، گاه متضاد است، گاه متناقض است.

این آیات که بر قلب نبی امی صلوات الله علیه نازل شد، نبی ای که هرگز پهلوی کسی درس نخوانده، در جنگ، در صلح، گرفتاری، راحتی، در حالت فرار، در حالت قرار، در کل حالات متضاد، چون، انسان غیر خدا، در حالات متضاد، متضاد فکر می کند، در حالات متکامل، متکامل فکر می کند، در حالت متناقض، متناقض فکر می کند، ولو بزرگترین علما باشد.

حالا، این قرآن که در زمان بیست و سه سال بر پیغمبر نازل شد، در جنگ و صلح و حالات و متضاد و ناآرامی و آرامش و جنگ و صلح، یکسان است، در لفظ و در معنا. اختلاف نه در لفظ دارد، نه در معنا دارد، نه در هیچ جهتی از جهات، بنابرین این ربانی است. چون رب است که مطلق است. مربوبین که مطلق نیستند، غیر مطلق، هرچه باشد، هر که باشد، هر منطقی باشد حداقل اختلاف تکاملی دارد.

عرض می شود که خوب اینها، مراحلی است که از برای استفسار از قرآن، و نه تفسیر قرآن، استفسار است، دیروز عرض کردم، ما تفسیر خود باید بکنیم، خود را تفسیر کنیم، خود را نجات بدهیم، از افکار غلط، افکار غیر مطلق، افکاری که احیاناً غلط دارد، خود را نجات دهیم، و با ابزار درونیِ صحیحِ خودی و قرآنی، قرآن را استفسار کنیم، بپرسیم، نه اینکه تفسیر کنیم.

چون تفسیر کردن خودش کفر علمی است. تفسیر قرآن کردن به این معناست که، قرآن مجهول است، غبار دارد، حجاب دارد آیاتش، مفهوم نیست، ظنی است، چون ظنی است، چون محتمل است، چون ایراد دارد، ما از خودمان بگذاریم! از خود روی قرآن گذاشتن یعنی از خود به خدا دادن، خدا نیازمند است!؟ آیا خدا نیازمند است که ما به خدا خدایی بدهیم؟!

قرآن نیازمند در تذکیر و در تفهیم و در روشن بیان بودن نیست. ما باید خود را از تاریکی های خود بینی و خود راهی و خود خواهی و تسلسل خواطر این و آن نجات بدهیم. کسانی که می گویند ممکن نیست، این حرفشان ممکن نیست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه دوم درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه دوم

برای دریافت فایل صوتی و پی دی اف درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید