بسم الله الرحمن الرحیم

قدم اول، عقلانیت برمبنای فطرت است، با توجه کامل به قرآن

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه اول

امروزه شاهدیم، پلورالیزم دینی بیش از هر زمان دیگری در جامعه ما عمومی شده است. دین ها و عرفان های فردی اوج گرفته است. و البته دین گریزی و دین ستیزی هم رشد چشمگیری داشته است و نمودهای آنرا به وضوح در همه جا می بینیم حتی در بین دینداران.

با کسانی که با دین و تقیدات میانه ای ندارند کاری ندارم آنها آزاد. اما در نسل خودمان، بین اهل تحقیق، کسانی که دغدغه مند هستند و جویای دین، دیدن برخی مطالب هم سخت است و هم چالش برانگیز.

گویا در بین آن دسته از نسل ما که اهل مطالعه و بررسی و تفکرند و به این سو متمایل یا معتقد شده اند، و به تعاریف خاصی در بحث های روشنفکرانه رسیده اند، اتفاق مهمی رخ داده است و آن اینکه از طریق استقرا صحت پلورالیزم را دریافته اند!

استقرایی که خیلی ها مثال نقض واضحی هم برای آن نیافته اند. حتی در بین سنت گراترین قشر جامعه ما از نظر روشنفکری عرفی یعنی یعنی مراجع و فقها.

می بینیم که این اختلافاتی که بین علمای دین ما هست آنهم فقط در یک فرقه به اندازه ای هست که برای این دسته نسل ما، همه امید ها را برای رسیدن به وحدت عقیدتی و علمی و دینی نا امید کند و نتیجه عملی آن، صحت رویکردهای پلورالیستی باشد. که خوبان و منصفان افراد، به دور از تعصب به آن نفطه می رسند و نمی توان آنها را مقصر دانست.

خوب، مقصران اصلی این صحنه مشخص است که کیانند. اما نکته ای هست که می توان از آن بهره جست و آن نکته را تقدیم می کنم به «الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلواة و مما رزقناهم ینفقون» به «متقین».

قبل از گفتن آن نکته، در همین آیه مطلبی هست که باید عرض کنم:

قرآن در ابتدای شروع بعد از سوره حمد که فشرده و عصاره است، این طور آغاز می شود که ای کسانی که می خواهید این کتاب را بخوانید بدانید که این کتاب درست است که کتاب هدایت است اما همه با آن هدایت نمی شوند. این کتاب «هدی للمتقین» است.

این تقوا، در درجه اول، تقوای قبل از اسلام است، تقوای قبل از ایمان است!

هستند کسانی که حتی قبل از آنکه دعوت و رسالتی به آنها برسد اهل عقل و اندیشه و احتیاط اند. اگر کسی به آنها مطلب درستی را بگویند می پذیرند و اگر به آنها هشداری داده شود اجتناب می ورزند، در مقابلِ عده ای که حتی هشدار پزشک و دکتر را هم توجه نمی کنند.

در آن دو آیه، در توصیف این متقین، نمی گوید که آنها به غیب ایمان دارند و نماز خوان هستند و جزو انفاق کننده هایند. بلکه می گوید: «آنها به غیب ایمان می آورند و نماز برپامی دارند و از آنچه روزی آنها داده ایم انفاق می کنند». تفاوت از زمین تا آسمان است. این متقین که قرآن برای آنها کتاب هدایت است، چنان اند که وقتی این هدایت به آنها برسد آنرا خواهند پذیرفت و از آن پیروی  خواهند کرد و به غیب ایمان می آورند و...

زمان رسالت خود پیامبر هم وقتی قرآن از زبان پیامبر بر بشر خوانده می شد نتیجه همیشه هدایت نبوده و هدایت ها هم به یک اندازه نبوده است. لازمه هدایت تقواست. تقوای قبل از ایمان لازمه ایمان است. یعنی تا حداقلی از آن تقوا را افراد نداشته باشند به دعوت رسولان جواب مثبت نخواهند داد و تقوای بعد از ایمان لازمه مراحل بالاتر ایمان و معرفت.

و حال سؤال من این است:

آیا همین بی تقوایی ها نیست که در بین عالم و جاهل باعث شده که دیگر نشانی از آن راه درست و صراط واحد مستقیم باقی نماند و هر کس سری داشته باشد و هر سر؛ صدایی؟

آیا این همان روزگاری نیست که اهل ایمان و پیروان حقیقت گمنام و خانه نشین اند و غیر آنان بر همه چیز مسلط؟

آیا امروز این چنین نیست که علماء نوعاً از زهد و تقوا خارج شده و به دنیا داخل شده اند و کتاب خدا را پشت سر خود قرار داده اند؟

آیا قرآن به اوج مهجوریت خود نرسیده است؟ و آیا هیچ کس اعتنایی به آیات آن می کند؟

نکته من همین مطلب بود. اگر در این زمانه حق را نمی توان یافت و هر که سخنی می گوید، این نشانه صحت چند انگاریِ حق، و پلورالیزم نیست. که خدای سبحان، همه را به یک حقیقت واحد هدایت کرده است و هرگز در بین فرستادگان او اختلافی نیست چنانکه پیامبر فرمود اگر همه رسولان از اول تا آخر کنار هم جمع شوند هرگز در چیزی اختلاف نخواهند کرد.

این اختلافات حاصل فاصله گرفتن از سرچشمه و نشناختن راه است. تقوا و تزکیه به فراموشی سپرده شده و عالمان دین در راه علمی شان قرآن را کنار نهاده اند و اگر هم سراغ آن بروند با هزار ملاحظه و پیش فرض و تحمیل به آن رجوع می کنند. و شکایت رسول از مهجوریت قرآن همچنان پابرجاست.

قال الامام علی ‏(علیه السلام):

«... سیأتی علیکم من بعدى زمانٌ... نبذ الکتاب حملتُه و تناساه حفظَتُه... [و النّاس] لایعرفون من الکتابِ الّا خَطَّه... فالکتاب و اهل الکتاب فی ذلک الزمان طریدان منفیّان و صاحبان مصطحبان فی طریقٍ واحد لا یؤویهما مؤوٍ»

 «... بی تردید به زودى پس از من زمانى بر شما می آید که... عالمان دین [معانى آیاتِ] قرآن را [به‏ دور] مى‏ افکنند، و حافظانش [معنا و عمل به] آن را به فراموشى مى‏ سپارند و [مردم نیز] از قرآن [چیزى] جز خطّش نمى‏ شناسند... پس قرآن و اهل قرآن در آن زمان، رانده‏ شدگانِ حذف‏ شده [از جامعه، امّا] همراهانى همگام [با هم] در یک راه هستند. [ولى] هیچ پناه‏ دهنده ‏اى، آن دو را پناه نمی‏ دهد».

*****

این مطلب، دل نوشته ای بود که بعد از مطالعه و شنیدن جسله چهارم از درس تفسیر موضوعی قرآن کریم، توسط استاد سفر کرده مان، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، در دلم جوشید و افسوس خوردم بر این همه تباعدی که از حقیقت داریم. و الی الله المشتکی.

این جلسه تفسیر را مانند سه جلسه قبل تقدیم می کنیم خدمت شما همراهان همگام در این راه قرآنی.

و توضیح آنکه عنوان انتخابیم برای این مطلب: «قدم اول، عقلانیت برمبنای فطرت است، با توجه کامل به قرآن» مربوط به محتوای جلسه تفسیر، و یک جمله از آن است.

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه چهارم

برای دریافت فایل صوتی و فایل پی دی اف درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید