بسم الله الرحمن الرحیم

« أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُهُ وَ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ... 

امروز سالروز رحلت رسول رحمت(صلوات الله علیه وآله وسلم) و سبط اکبر امام حسن مجتبی(علیه السلام) و فردا نیز روز داغدار شدن زمین بر پسر موسی بن جعفر(علیهم السلام)است. این مصایب بزرگ را به عالمیان و ولی امرمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت می گوییم و با امید ظهورشان قلب داغدارمان را تسلی می دهیم.

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

أُصِبْنَا بِکَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِکَ حَیْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْیُ
وَ حَیْثُ فَقَدْنَاکَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یَا سَیِّدَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ
وَ عَلَى آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ‏ الطَّاهِرِینَ هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ...

یوم السَّبت، روز شنبه، روزی از هفته است که متعلق به رسول الله(صلی الله علیه وآله) می باشد. امروز برای قرآنیان تداعی گر مصیبت دیگری نیز هست که در روز شنبه ای اتفاق افتاده است. سالگرد ۲۲ دیماه سال ۱۳۶۹ که «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» نام گرفته، در این روز حمله ای وحشیانه توسط عده ای قدّاره بند و عربده کش از سوی اقتدارگرایان، به تنها مجلس درس فقه قرآنی در عصر غیبت کبری صورت گرفت و بعد از ضرب و شتم طلاب، قصد جان فقیه قرآنی را نمودند که با از خود گذشتگی یاران قرآنی، ایشان از آن مهلکه جان سالم به در برد و باقی عمر را در خانه خویش غریبانه به تألیف و نشر معارف ناب قرآنی سپری کرد و محرومیتی شد برای جامعه دینی عصر غیبت که هرگز نیز جبران نگشت...

آن حادثه دلخراش که عده ای از محبان انقلاب قرآنی نیز در آن زخمی شدند تعرضی بود از سوی صاحب منصبانی که چشم دیدن جلسات درسی را نداشتند که در اندک زمانی تعداد طلاب حاضر در آن از چند ده نفر در مسجد امام رضا(علیه السلام) در گذر خان در شهر قم به انبوهی از طلاب می رسید که به معارف ناب قرآنی گوش دل می سپردند. آنها که می دیدند یا در حوزها جای آنهاست یا جای فقه قرآنی تصمیم شیطانی خود را گرفتند و شد آنچه شد و «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» رقم خورد...

آری یا رسول الله بر ما نیز بعد از شما اینگونه گذشت «و هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ أَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ...»

ضمن تسلیت همه مصیبتهای اسلام به همه مسلمانان از محضر خدای سبحان تعجیل در فرج ولی امر مسلمین جهان را طلب می کنیم...

اللهم فرّج عنا بحقّهم فَرَجاً عاجلاً قریباً کلمحِ البصرِ أو هو أقرب...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: یکی از شاگردان آیت الله صادقی تهرانی(ره) بعد از آن واقعه، سوز دل خود را اینگونه به نظم بیان کرد:

آیت حق، فخر زمان، صادقی
چشم و چراغِ دل و جان، صادقی

عمر تو شد وقف کتاب خدا
مفتخر اهل بیان، صادقی

گفته ات از متن کتاب خداست
رحمت حق بر تو روان، صادقی

قدر تو را خوب ندانسته اند
طالب و فاضل، همگان، صادقی

قدر تو از قدر کتاب خداست
رتبه ات از دیده نهان، صادقی

فقه که از دوری حق مرده بود
با ستم حوزویان، صادقی

زنده شد از همت والای تو
حکمت قرآن به بیان، صادقی

از قلمت دُرّ گرانبار ریخت
کاشف اسرار نهان، صادقی

غصّه نخور خار به رویت کِشَند
گلشن دین گشته خزان، صادقی

روضه ای امروز بخوانم زتو
اجازتی هست بر آن، صادقی؟

ای که زمظلومیتت در جهان
رفته زمن تاب و توان، صادقی

دوست و دشمن به تو تهمت زدند
هم به عیان هم به نهان، صادقی

شاهد مظلومیتت من بُدَم
در گذر خان به عیان، صادقی

در وسط کوچه به تو حمله شد
جمله ی ما گریه کنان، صادقی

دشمن تو در وسط جمعیت
فتنه گر و نعره زنان، صادقی

فتنه و آشوب چه هنگامه ای
حمله ی سی تا حَیَوان، صادقی

توطئه بود و جدل و غالطه
پشت سرش سلطه گران، صادقی

جمع محبّان همه ماتم زده
خون دل از دیده روان، صادقی

تجزیه کردم چو، من آن واقعه
رشته ای بود از سَقَفان ، صادقی

شِکوِه ی آن آذریان* را ببر
نزد شه عصر و زمان، صادقی

صبح قیامت بِبَرِ داورت
شِکوِه کن از حوزویان، صادقی

گر که بخواهند زتو شاهدی
غم مخور از این جریان، صادقی

سید ساجدی بود شاهدت
با همه قرآن پژوهان، صادقی

آجرک الله در این ابتلاء
داد تو با دادستان، صادقی

*- سالها بعد از آن واقعه، آقای آذری قمی که از عوامل موثر در جریان بود به نزد فقیه قرآنی(ره) آمده و طلب گذشت کرد و ایشان نیز فرمود از حق شخصی خودم گذشتم اما خیانتی که به قرآن و اسلام کردی را باید به نزد خدا و رسول پاسخگو باشی که بخشش آن از دست من خارج است...